کسب درآمد از اینترنت
معرفی سایت های کسب درآمد
اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 9
  • نويسنده: Elmina
  • تاريخ: 11-04-1397, 19:42
11-04-1397, 19:42

آموزش اصطلاحات هک رشد

دسته بندی: مقالات

درآمدباران : اگر صرفاً یک ابزار تجزیه و تحلیل را روی وب‌سایت یا محصول خود به کار ببندید، بدون آنکه بدانید فلسفه‌ی هک رشد چیست یا اینکه اصلاً هک رشد در عمل چگونه اجرا می‌شود، در واقع فقط با اعداد و آمارها بازی خواهید کرد و همه چیز را در محصول خود به صورت تصادفی تغییر خواهید داد تا ببینید نتیجه چه خواهد شد.

 

آموزش ترفند هک رشد

 

معیارهای موجود در ابزارهای هک رشد باعث می‌شوند گمان کنید که می‌دانید در حال انجام چه کاری هستید. جدول‌ها و نمودارهای این ابزارها بسیار رسمی هستند و اسامی ثقیلی دارند. همین باعث می‌شود تصور کنید که واقعاً در حال اجرای هک رشد هستید، اما این اتفاق رخ نخواهد داد مگر زمانی که تمام مقالات قبلی این راهنما را خوانده باشید. به این شکل با فلسفه و مفاهیم هک رشد در عمل آشنا خواهید شد.

 ابزارهای مورد استفاده در هک رشد دائماً در حال تغییر و پیشرفت هستند، اما خود هک رشد فرآیند مشخص و نسبتاً باثباتی است. به عبارت دیگر هر ابزاری که استفاده کنید، اصل کاری که انجام می‌دهید ثابت است: هدایت کاربران در طول قیف رشد.

شما همواره در حال فرضیه سازی هستید، آزمایش انجام می‌دهید و نتایج خود را بهینه می‌کنید. همچنین، همیشه در فرآیندی درگیر هستید که عمیق‌تر از خود این ابزارها و واژه‌هایی است که استفاده می‌کنید. پس، باید گفت هک رشد بیش از اینکه مجموعه‌ای از ابزارها باشد، یک طرز تفکر و فرآیند است.

از سوی دیگر، هک رشد تنها مجموعه‌ای از تاکتیک‌ها نیست (علی رغم تعداد زیاد تاکتیک‌هایی که در این مقالات معرفی شد). هک رشد فرآیندی است که شما را به استفاده از این تاکتیک‌ها می‌رساند. البته باید از ابزارهای هک رشد استفاده کنید، باید از واژه‌ها و اصطلاحات تخصصی این حوزه استفاده کنید و باید از تاکتیک‌ها استفاده کنید، اما باید بنیان‌ها و مفاهیم پایه‌ی هک رشد را پیش از دست زدن به هر اقدامی، فراگرفته باشید.

اگر مثل یک هکر رشد فکر کنید، آنگاه تاکتیک‌هایی را کشف خواهید کرد که هیچ فرد دیگری از آنها آگاه نیست. به این ترتیب، قادر خواهید بود حتی زمانی که ترفندها و نکات فعلی به پایان راه خود رسیده‌اند، باز هم به بقای خود ادامه دهید.

در ادامه اصطلاحاتی را که معمولاً در حوزه‌ی هک رشد می‌شنوید، توضیح داده‌ام. هر چند این فهرست کامل نیست، اما می‌تواند مفید باشد. تعریف‌هایی که در این قسمت ارائه شده‌اند به هیچ‌وجه تعریف رسمی و سنگینی نیستند، بلکه سعی شده است مفاهیم و اصطلاحات هک رشد به زبان ساده شرح داده شوند.

بنابراین در اینجا بیش از تخصص‌گرایی، تمرکز بر سادگی و روشن بودن توضیحات بوده است.

شاخص کلیدی عملکرد (KPI)

هر کسب‌و‌کاری معیارها و شاخص‌های کلیدی متفاوتی برای سنجش عملکرد خود دارد. شاخص کلیدی عملکرد (KPI یا Key Performance Indicator) عددی است که به کمک آن می‌توانید بفهمید اوضاع کسب‌وکارتان چگونه است. مثلاً اگر دارید اشتراکِ نرم‌افزار می‌فروشید، شاخص کلیدی عملکرد شما، تعداد اشتراک‌های جدیدی است که روزانه می‌فروشید.

یک شاخص کلیدی دیگر برای عملکرد چنین کسب‌و‌کاری می‌تواند تعداد لغو اشتراک‌های روزانه‌ی شما باشد. KPI عددی مبهم نیست که آن را از معادلاتی پیچیده به دست آورید، این شاخص، عددی مشخص و معین است که به دلایل روشنی به آن رسیده‌اید و با مراجعه به آنT می‌توانید بفهمید که روند حرکت و وضعیت سلامت شرکت شما در چه حال است.

در اینجا روالِ مفید برای کار با KPIها را معرفی می‌کنم:

  • یک ایمیل خودکار ایجاد کنید که روزانه، هفتگی و ماهانه داده‌های مربوط به دستیابی یا عدم دستیابی به KPIهایتان را به شما ایمیل کند.
  • یک داشبورد یا پیشخوان داشته باشید که داده‌های مربوط به KPI را به گونه‌ی مناسبی نمایش دهد تا روند حرکت شرکت خود را بر مبنای عملکرد فعلی‌تان به شما اطلاع دهد.
  • بگذارید تمام کارمندان‌تان به داده‌های مربوط به KPI دسترسی داشته باشند. این باعث می‌شود افراد بدانند چه شاخص‌ها و ملاک‌هایی در کسب‌و‌کار شما اهمیت دارد. به این ترتیب، در تصمیم‌گیری‌ها و عملکرد خود باید این معیارها را مدنظر قرار دهند.

ضریب ویروسی شدگی (K)

ضریب ویروسی‌شدگی عددی است که به شما می‌گوید چه تعداد افراد جدید به خاطر کاربران فعلی‌تان به مشتری شما بدل شده‌اند. اگر هر ۵۰ بازدیدکننده‌ای که دارید باعث شود ۱۰۰ بازدیدکننده جدید به محصول شما سر بزنند، آنگاه ضریب ویروسی‌شدگی شما عدد ۲ خواهد بود. هر عددی بالاتر از ۱ به این معناست که شما ویروسی شده‌اید و این، بهترین اتفاقی است که می‌تواند برای هر کسب‌وکاری رخ دهد.

در ادامه چند نکته درباره ویروسی‌شدگی را با شما در میان می‌گذارم:

  • ویروسی شدن بر اساس یک معادله تعیین می‌شود. ویروسی شدن صرفاً عبارتی مبهم و همگانی نیست که بتوانید برای توصیف هر چیزی که همه‌جا در اینترنت حضور دارد، استفاده کنید.
  • ضریب ویروسی‌شدگیِ بالای ۱ واقعاً ضریب فوق‌العاده‌ای است، اما حتی اگر عدد شما از ۱ هم کمتر است باز هم به معنی این است که بازدیدکننده‌ها و مشتری‌های جدید، بدون زحمت خاصی و فقط از طریق بازدیدکننده‌های فعلی شما دارند به سمت شرکت سرازیر می‌شوند. هر ضریبی که بالای عدد صفر باشد به این معنی است که توزیع محصول شما دارد هر روز تا حدی بهتر می‌شود.
  • ویروسی‌شدگی احتمالاً یکی از مفاهیمی است که در هک رشد بیش از حد روی آن مانور داده شده است. هک رشد مجموعه‌ای از مهارت‌ها است و کاملاً امکانپذیر است که یک محصول را بدون ویروسی‌شدگی هم به مقدار بسیار زیادی رشد داد و به سوددهی رساند.

دسته‌ها (Cohorts)

دسته به بخشی از کاربران گفته می‌شود که بر اساس بازه‌ی زمانی ثبت‌نام‌شان، دسته‌بندی شده‌اند. مثلاً هر کسی که در ماه خرداد ثبت نام کرده باشد در دسته‌ی خرداد قرار می‌گیرد و هر کس که در ماه آبان ثبت‌نام کرده باشد در دسته‌ی آبان.

اهمیت دسته‌بندیِ کاربران به این خاطر است که اگر آنها را دسته‌بندی نکنید داده‌های شما به انداه‌ی کافی واضح و شفاف نخواهد بود. مثلاً اگر هر ماه معیارهای کلیدی عملکردتان (KPI) برای دسته‌های جدید کاربران در حال بهبود باشد به این معنی است که در تصویر کلی دارید در جهت درستی حرکت می‌کنید.

 

با این حال، اگر فقط به یک ملاک و معیار نگاه کنید و از آن معیار، بین همه‌ی کاربران خود از ابتدای شروع به کارِ محصول‌تان میانگین بگیرید، آنگاه داده‌ی شما دچار اعوجاج و عدم دقت می‌شود زیرا آمار خوب و آمار نامطلوب گذشته، صحت میانگین شما را دستخوش تغییر می‌کند و نمی‌توانید بفهمید اوضاع در حال حاضر در رابطه با محصول شما چگونه است.

دسته‌ها به شما کمک می‌کنند داده‌ها و میانگین‌ها را به تفکیک بازه‌های زمانی به دست آورید و این تصویرِ درست‌تری از اوضاع فعلی کسب‌وکارتان به شما ارائه می‌دهد.

بخش‌بندی‌ها

بخش‌بندی‌ها مانند دسته‌ها هستند، اما به جای شکل دادن گروه بر اساس تاریخ ثبت‌نام، آنها را بر اساس سایر فاکتورهای بخش‌بندی شکل می‌دهید. مثلاً می توانید کاربران خود را بر اساس فاکتورهای مذکر و مونث شکل بدهید تا ببینید این دو جنس مختلف چه رفتاری در مواجهه با وب‌سایت یا محصول شما دارند. حتی می‌توانید دسته‌های خود را به بخش‌بندی‌های کوچک‌تری تقسیم کنید تا داده‌های دقیق‌تری نسبت به محصول و مشتری خود به دست آورید.

آزمون‌گیری چندمتغیره

آزمایش چندمتغیره (یا همان آزمون A/B) به معنای ایجاد تغییراتی در محصول است که فقط برخی کاربران، آنها را مشاهده خواهند کرد. این آزمایش باعث می‌شود برخی افراد نسخه‌ی A از محصول شما را ببینند و برخی افراد نسخه‌ی B را. سپس، می‌توانید دریابید کدام نسخه عملکرد بهتری دارد.

یکی از مباحثی که در آزمون‌های چندمتغیره مطرح است، این است که آیا باید همواره آزمون A/B را اجرا کرد؟ در این حالت این آزمایش هرگز به پایان نمی‌رسد و کسب‌و‌کار دائماً در حال بهینه‌سازی نسخه‌های محصول خود می‌باشد؟

هنگام اجرای آزمون‌های A/B بسیار مهم است که به خاطر داشته باشید اندازه‌ی جامعه‌ی آماری شما اهمیت دارد. اگر گزینه A و B را فقط به چند صد بازدیدکننده نشان دهید، نتایج حاصل از این تست معنی و اهمیت خاصی نخواهد داشت زیرا تعداد شرکت‌کنندگان شما به اندازه کافی زیاد نبوده تا آمار و ارقام این آزمایش معنادار شوند.

در اینجا مثالی می‌زنم تا موضوع روشن‌تر شود. اگر یک آزمایش A/B را برای فقط یک روز اجرا کنید و در آن روز ۲۰۰۰ بازدیدکننده داشته باشید، ممکن است نسخه‌ی A در ۷۰% مواقع همان پاسخی را به شما بدهد که مطلوب شماست. در این حالت، شاید تصور کنید آزمایش‌تان موفقیت‌آمیز بوده و نسخه‌ی درست محصول را پیدا کرده‌اید، اما بعداً می‌فهمید که در آن روز خاص، یک وبلاگ به محصول یا وب‌سایت شما لینک داده است و ترافیک ناشی از این وبلاگ ۹۰% سهم ترافیک آن روز شما را ایجاد کرده است.

بنابراین آزمون A/B شما در بهترین حالتِ چیز جدیدی درباره‌ی مخاطبان این وبلاگ را به شما نشان داده است، نه درباره کاربران محصول‌تان به طور کلی! با استفاده از experimentcalculator.com می‌توانید متغیرهای مختلف آزمایش خود را محاسبه کنید و تصمیمات بهتری در مورد آزمایشات خود بگیرید.

هزینه کسب مشتری (CAC)

هزینه کسب مشتری میزان پولی است که برای به دست آوردن یک مشتری جدید باید هزینه کنید. مثلاً اگر ۵۰۰ هزار تومان صرف تبلیغات گوگل کنید و این تبلیغ باعث شود ۲ مشتری جدید به دست آورید، هزینه کسب مشتری شما از طریق کانال گوگل ادوردز ۲۵۰ هزار تومان خواهد بود.

حتماً باید در نظر داشته باشید که هزینه کسب مشتری (Customer Acquisition Cost) باید برای هر کانال به صورت مجزا محاسبه شود زیرا این هزینه در هر کانال با کانال دیگر متفاوت خواهد بود. همچنین، زمانی که هزینۀ کسب مشتری در هر کانال را به دست آوردید، آنگاه درخواهید یافت که چقدر می‌توانید روی هر کانال هزینه کنید یا اینکه اصلاً باید در آن کانال هزینه کنید یا خیر.

 

ارزش چرخه عمر مشتری (LTV)

ارزش چرخه عمر مشتری، مبلغی تخمینی است که انتظار دارید در طول مدت زمانی که یک فرد مشتری شماست از او به دست آورید. اگر افراد ماهی ۳۰۰ هزار تومان برای محصول شما هزینه می‌کنند و معمولاً به طور میانگین برای ۲۴ ماه مشتری شما باقی می‌مانند، ارزش چرخه عمر آنها معادل ۳۰۰ هزار تومان × ۲۴ ماه = ۷.۲۰۰.۰۰۰ تومان خواهد بود.

بخش‌بندی‌هایی که انجام داده‌اید می‌تواند هنگام محاسبه LTV مفید واقع شود زیرا ممکن است دریابید که برخی بخش‌های خاص از کاربران‌تان، ارزشِ چرخۀ عمر بیشتری از سایر کاربران دارند. این مسئله بر هزینۀ کسب مشتری شما نیز تاثیر خواهد گذاشت زیرا به طور منطقی مایل خواهید بود برای آن بخش‌های خاص از کاربران‌تان هزینه بیشتری بپردازید.

اگر درک صحیحی از هزینه کسب مشتری (CAC) و چرخه عمر مشتری (LTV) خود نداشته باشید، استفاده از تاکتیک‌های فشاری برای جذب ترافیک نیز دشوار خواهد شد. همچنین، در این حالت پیش‌بینی درآمدتان نیز دشوار خواهد بود که این نیز بر فرایندهای استخدام شما و بر سایر طرح‌های بازاریابی یا فعالیت‌های دیگری که ارتباط مستقیمی با هک رشد ندارند، تاثیر خواهد گذاشت.

اکنون که با برخی اصطلاحات هک رشد آشنا شده‌ایم، سوال این است که این داده‌ها را چگونه به دست می‌آوریم؟ به همین دلیل در ادامه به ابزارهای مورد استفاده هکرهای رشد می‌پردازیم.

رایج‌ترین ابزار تحلیلی که توسط هکرهای رشد استفاده می‌شود، معمولاً در چند دسته‌ی کلی جای می‌گیرند:

تجزیه و تحلیل عمومی

ابزار تحلیلی گوگل آنالیتیکس (Google Analytics) مدت‌هاست که محبوب‌ترین پلتفرم تجزیه و تحلیل داده‌های عمومی در فضای آنلاین است. این ابزار رایگان و بسیار قدرتمند است. گوگل آنالتیکس بهترین گزینه برای بررسی‌های کلان از محصول است، اما استفاده از آن برای تجزیه و تحلیل‌های ریزمقیاس که مربوط به یک رویداد کوچک یا تعداد کمی از افراد باشد، چندان آسان نیست.

 

اگر می‌خواهید داده‌های جغرافیایی، داده‌های مربوط به ابزارهای مورد استفاده‌ی کاربران، داده‌های مربوط بهنرخ پَرِش کاربران (Bounce Data) و سایر معیارها و داده‌های رایج را به دست آورید، گوگل آنالیتیکس همان ابزاری است که لازم دارید. با این حال، اگر می‌خواهید دریابید که آیا کاربران با مشاهده‌ی ویدیوی دموی شما، کمتر از وب‌سایت خارج می‌شوند یا خیر (که یک نوع تجزیه و تحلیل مبتنی بر رویداد/افراد است)، آنگاه در استفاده از گوگل آنالتیکس با مشکل مواجه خواهید شد زیرا این ابزار برای ارائه چنین اطلاعاتی طراحی نشده است.

اکثر شرکت‌ها چند ابزار تجزیه و تحلیل را به صورت همزمان استفاده می‌کنند، بنابراین علیرغم کمبودهای گوگل آنالتیکس، باید باز هم از آن در مقیاس بررسی داده‌های کلان استفاده کنید.

تجزیه و تحلیل مبتنی بر رویداد/افراد

اخیراً در دسته‌بندی‌های داده‌ای موجود در ابزارهای تجزیه و تحلیل، تحولات زیادی رخ داده است که بخش زیادی از آنها به دلیل محدودیت‌های گوگل آنالتیکس در ارائه داده‌های خاص بوده است. به همین دلیل، تعدادی ابزار جدید ارائه شده است که به هکرهای رشد امکان می‌دهد انواعی از اطلاعات را پایش و رهگیری کنند که در گوگل آنالتیکس امکان آن فراهم نیست.

وقتی که ابزار گوگل آنالتیکس را نصب می‌کنید، یک تکه کد جاوا اسکریپت در هر صفحه از وب‌سایت خود قرار می‌دهید، اما زمانی که یک ابزار تحلیلی مبتنی بر رویداد/افراد را نصب می‌کنید در واقع یک اسکریپت را به هر رویداد خود ضمیمه می‌کنید (نه فقط به کل سایت‌تان). این تغییر ساده باعث می‌شود امکانات بسیار زیادی به دست آورید.

در این حالت می‌توانید برای سوالاتی از نوع زیر، پاسخ‌هایی دقیق به دست آورید:

  • آیا افرادی که از X استفاده می‌کنند، ارزش چرخه عمر بالاتری دارند؟
  • آیا کاربران موجود در بخش‌بندی Y نرخ مشارکت بیشتری با قابلیت یا امکان Z دارند؟
  • و تقریباً هر چیز دیگری که بخواهید اطلاعاتی درباره آن به دست آورید.

توجه داشته باشید که داریم در این حالت، رویدادها و افراد را به صورت جزئی‌تر پایش می‌کنیم و این به نوع جدیدی از آگاهی منتهی می‌شود. اگر فقط از گوگل آنالتیکس استفاده کنید، آنگاه رویدادها و کاربران خاصی را در محصول خود نمی‌توانید پایش و رهگیری کنید و این باعث می‌شود دانش و اطلاع شما از رفتار کاربر و علاقه‌ی او محدود بماند.

دو مورد از محبو‌ب‌ترین ابزارهایی که توسط هکرهای رشد برای رهگیری رویدادها و افراد استفاده می‌شوند عبارتند از KISSmetrics و Mixpanel.

تجزیه و تحلیل گوشه‌ی بازار (Niche Analytics)

یکی دیگر از گرایش‌های جدید در تجزیه و تحلیل داده‌های آنلاین، استفاده از پلتفرم‌هایی است که بر گوشه‌های محدود و مشخصی تمرکز می‌کنند. مثلاً امروزه می‌توانید ابزارهایی را بیابید که صرفاً روی اپلیکیشن‌های موبایل یا بر روی استارتاپ‌ها یا تجارت الکترونیک تمرکز دارند. ابزارهای زیادی از این نوع وجود دارد، اما بد نیست یک جستجوی ساده در گوگل انجام دهید تا ابزارهایی را بیابید که به طور اختصاصی برای کسب داده‌های مشخصی توسعه یافته‌اند.

تجزیه و تحلیل سفارشی

با اینکه هکرهای رشد از ابزارهای مختلفی برای تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده می‌کنند، در کنار آن از راهکارهای درون محصولی نیز بهره می‌برند.

گاهی اوقات طراحی و پیاده‌سازی داشبوردِ مخصوص به خودتان برای گردآوری و تحلیل داده‌ها بسیار راحت‌تر از استفاده از محصولات بیرونی است. این امر به منابع مهندسی و برنامه‌نویسی کسب‌وکار شما نیز بستگی دارد. مثلاً اگر به تعداد کافی برنامه‌نویس نداشته باشید ممکن است نتوانید یک پلتفرم تحلیلی سفارشی‌سازی شده برای خود بسازید که در این حالت ناچار خواهید بود از ابزارهای موجود در بازار استفاده کنید.

من معمولاً استفاده همزمان از گوگل آنالیتیکس، برخی محصولات رویداد/افرادمحور و همچنین، ساختن پلتفرم اختصاصی را پیشنهاد می‌دهم. به خاطر داشته باشید که همیشه داشتن حجم بیشتری از داده‌ها از پلتفرم‌های مختلف، آگاهی بیشتری به شما می‌دهد. در واقع، همیشه بهتر است که بیش از حد اطلاعات داشته باشید تا اینکه به خاطر کم بودن تعداد پلتفرم‌هایتان، اطلاعات‌تان کمتر از مقدار مورد نیازتان باشد.

خلاصه مقاله ابزارها و اصطلاحات هک رشد

  • هک رشد یک فرآیند است، نه فقط مجموعه‌ای از ابزارها، تاکتیک‌ها و اصطلاحات!
  • در این فصل، ۷تا از اصطلاحات هک رشد را معرفی کردیم:
    • شاخص کلیدی عملکرد (KPI)
    • ضریب ویروسی‌شدگی (K)
    • دسته‌ها
    • بخش‌بندی‌ها
    • آزمون‌گیری چندمتغیره
    • هزینه کسب مشتری (CAC)
    • ارزش چرخه عمر مشتری (LTV)
  • همچنین ۴ نوع ابزار تجزیه تحلیل را نیز معرفی کردیم:
    • گوگل آنالیتیکس
    • ابزارهای تحلیلی مبتنی بر رویداد/افراد
    • ابزارهای تحلیلی گوشه‌ای (تخصصی)
    • ابزارهای تحلیلی سفارشی یا اختصاصی

سخن نهایی: هر آنچه درباره هک رشد باید می‌دانستید!

اگر تا اینجا همۀ مقالات این مجموعه را مطالعه کرده‌اید، پس می‌توانم فرض کنم که به شدت به یادگیری هک رشد علاقه‌مند هستید. بنابراین، بگذارید چند توصیه به شما ارائه بدهم:

هک رشد مجموعه‌ای از مهارت‌هاست که می‌توان آنها را یاد گرفت و امیدوارم که این کتابچه، شما را به مسیر درست در یادگیری هک رشد هدایت کرده باشد و به شما کمک کرده باشد تا فرایند یادگیری هک رشد را آغاز کنید.

با این حال، تنها یک راه برای تسلط بر هر مهارتی وجود دارد و آن تمرین است. خواندن کتابچه‌های راهنما یک چیز است و انجام دادن هک رشد یک چیز دیگر!

اگر می‌خواهید توانایی‌های خود را بهبود بدهید، بهتر است یک پروژه (کوچک یا بزرگ) ‌بیابید و طرز تفکر هک رشد را روی آن پیاده کنید. مطمئن باشید از موفقیت‌ها و شکست‌های خودتان بیشتر خواهید آموخت تا از آنچه دیگران به شما می‌آموزند. زیرا موفقیت‌های خودتان چنان لذت‌بخش هستند که هرگز طعم آنها را فراموش نخواهید کرد و شکست‌هایتان هم آنقدر گزنده و آموزنده خواهند بود که هرگز آنها را تکرار نخواهید کرد. این مزیت تمرین کردن است. بنابراین اگر می‌خواهید یک هکر رشد بشوید، وارد میدان شوید و هک رشد را در عمل اجرا کنید.

اگر مهارت‌های معرفی شده در این کتابچه را کسب کنید، در واقع آینده خود را تضمین کرده‌اید زیرا هک رشد چیزی نیست که در گذر زمان کنار برود. برخی افراد می‌خواهند هک رشد را یک مُد زودگذر (مثل خیلی چیزهای دیگر) بدانند، اما این گرایش آنقدر قدرتمند است که به این زودی‌ها از بین نمی‌رود. شاید در آینده اسم آن تغییر کند، اما جوهر آن ثابت خواهد بود. هک رشد روش جدیدی از تفکر است و آنها که این تفکر را نادیده می‌گیرند، خود را از آینده عقب می‌اندازند.

نکتۀ دیگری که باید اضافه کنم این است که هک رشد برای موفقیت اجتناب‌ناپذیر است. شرکت Atlassianیکی از شرکت‌های نرم‌افزاری است که سریع‌ترین رشد را در جهان دارد. آنها یکی از کامل‌ترین تیم‌ها را برای اجرای هک رشد تشکیل داده‌اند. این شرکت، آزمایشات هک رشد خود را مثل یک دانشمند انجام می‌دهد و از مدل‌های یادگیری ماشینی برای بهینه‌سازی فرایندهای خود استفاده می‌کند.

در این شرکت، یک تیم به طور اختصاصی مسئول جذب مشتریان جدید است و تیم دیگری هم مسئول هدایت این مشتریان در طول قیف رشد است. آنها یک شرکت B2B هستند که محصولاتِ نرم‌افزاری به شرکت‌های دیگر می‌فروشند. محصول آنها یک محصول همگانی نیست که مردم اسم آن را هر روز بشنوند.

همچنین، این محصول چندان هم جذاب یا خاص نیست و فقط از طریق تلاش و هک رشد توانسته‌اند در فروش آن به موفقیت‌های بزرگی برسند. بنابراین، اگر هک رشد و شرکت‌هایی مثل Atlassian را که بدون مزیت ویژه‌ای فقط از طریق هک رشد خود را به بالای قله رسانده‌اند، نادیده بگیرید، در مواجهه با رقبای قدرتمندتر و جذابتر، از من کاری جز آرزوی موفقیت برای شما بر نمی‌آید.

ابر تگ‌ها: آموزش هک, آموزش ترفند هک, آموزش هکر رشد

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 9
  • نويسنده: Elmina
  • تاريخ: 4-04-1397, 09:49
4-04-1397, 09:49

آموزش برنامه ریزی و اجرای هک رشد

دسته بندی: مقالات

درآمد باران : وقتی هکرهای رشد می‌خواهند شرکت یا استارتاپ خود را رشد دهند، آگاهانه یا ناآگاهانه، در ذهن‌شان یک فرایند مشخص را برای اجرای هک رشد در نظر می‌گیرند. در این مقاله قصد داریم روند شکل‌گیری این فرایند را بررسی کنیم. لازم به ذکر است که این گام‌های شش‌گانه‌ی فرایند هک رشد بسیار ضروری و مهم هستند، بنابراین مسئولیت غفلت از آنها در خلق رشد، با خود شماست!

پیشنهاد می‌کنیم که برای بررسی و اجرایی کردن این گام‌ها یک چک‌لیست داشته باشید. ما معتقدیم همانطور که جراحان، خلبانان و رهبران برای انجام تک‌تک وظایف و کارهای خود نیاز به چک‌لیست دارند، یک هکر رشد هم بدون چک‌لیست، کار چندانی از پیش نخواهد برد. چک‌لیست باعث می‌شود از ارتکاب اشتباهات پرهزینه‌ای که به راحتی قابل اجتناب هستند،‌ جلوگیری کنیم.

 

آموزش برنامه ریزی هک رشد

گام اول:‌ اهدافی معقول تعیین کنید

همه چیز با تمرکز بر یک هدف مشخص، معقول و قابل دستیابی شروع می‌شود. اهمیت این مسئله در این است که ممکن است حواس هکر رشد به راحتی منحرف شود و دامنه‌ی تمرکز خود را به طرز غیرقابل کنترلی گسترش دهد. بله، هدف کلی شما رشد است، اما اگر نتوانید این هدف والای خود را به اهدافی کوچک‌ و قابل دستیابی تبدیل کنید، هرگز به هدف نهایی خود نخواهید رسید.

فرض کنیم محصولی دارید و می‌خواهید کاربران فعال روزانه (DAU) را افزایش دهید، اما این هدف بیش از حد کلی است. بنابراین، تصمیم می‌گیرید روی نرخ حفظ کاربران موجود تمرکز کنید زیرا این کار DAU (یا همان Daily Active Users) را افزایش می‌دهد، اما حفظ کاربران هم هدف بزرگ و گسترده‌ای است. پس تصمیم می‌گیرید فقط به کاربران فعلی کمک کنید که محتوا تولید کنند زیرا آمار شما نشان می‌دهد وقتی شخصی در محصول (وبسایت، اپلیکیشن و ...) به تولیدکننده‌ی محتوا (و نه فقط مصرف‌کننده) بدل می‌شود، فعالیتش نیز در محصول شما بیشتر خواهد بود. تولید محتوا، منجر به حفظ کاربر می‌شود که آن هم به نوبه‌ی خود منجر به افزایش DAU می‌شود. بنابراین، تصمیم نهایی این می‌شود که هدف خود را افزایش دو برابری تولید محتوا قرار دهید.

  • هدف بیش از حد گسترده: افزایش کاربران فعال روزانه (DAU)
  • هدف متناسب و معقول: افزایش دو برابری تولید محتوا توسط کاربران

بسیاری از افراد برای محدود و کوچک‌ کردن هدف خود به مشکل برمی‌خورند. در اینجا قاعده‌ی کلیدی این کار (که تصور می‌کنم درست باشد) را شرح می‌دهم. اهداف خود را مثل یک ساختار سلسله‌مراتبی در نظر بگیرید که از بالا به پایین، مفاهیم و محتوایات آن از کلی به جزئی تغییر می‌کنند.

 

این سلسله مراتب را آنقدر به سمت پایین ادامه دهید تا نهایتاً به آخرین خانه‌ای برسید که یک کار یا هدف منفرد باشد و بتوان آن را به صورت یک مرحله‌ای انجام داد. 

 

آیا اصلاً روزی خواهد رسید که بتوانید خانه‌ی رشد استارتاپ را از این درخت سلسله‌مراتبی خط بزنید؟ نه. این هدفی آنقدر گسترده است که هرگز نمی‌توانید آن را به طول کامل و همیشگی محقق کنید.

آیا اصلاً روزی می‌رسد که بتوانید بگویید هدفِ افزایش کاربران فعال روزانه را به پایان رسانده‌اید؟ نه. این هم هدف نسبتاً گسترده‌ای است، اما روزی خواهد رسید که بتوانید اهدافی مثل این را خط بزنید:‌ آموزش کاربران برای تولید محتوا از طریق یک ایمیل.

وقتی خود را در جایی از این ساختار سلسله مراتبی قرار دهید که بتوانید با انجام اقداماتی، آن خانه از ساختار را خط بزنید، آنگاه می‌توان گفت اهداف خود را به خوبی محدود و مشخص کرده‌اید.

گام دوم: اجرای تجزیه و تحلیل برای پایش اهداف

حالا که تصمیم گرفته‌اید تولید محتوا را دو برابر کنید، سوال بعدی این است که آیا در موقعیتی هستید که بدانید واقعاً در حال حرکت به سمت این هدف هستید یا نه؟ آیا تجزیه و تحلیل درستی از اوضاع در اختیار دارید؟‌ برای یافتن پاسخ این دو سوال، باید به چند سوالی که در ادامه آمده است جواب بدهید:

  • آیا در حال حاضر اصلاً معیاری برای پایش و رهگیری وضعیت تولید محتوا دارید؟
  • آیا تولید محتوا توسط کاربران را به صورت کلی پایش می‌کنید یا به صورت دسته‌بندی‌های معینی از کاربران و مبتنی بر ویژگی‌های هر یک از این دسته‌بندی‌ها؟
  • آیا معیارهای مربوط به خود محتوا را نیز زیر نظر دارید (مثل حجم محتوا، طول آن، تعداد بازدید از آن، تعداد به‌اشتراک‌گذاری‌ها و ...)؟
  • آیا ابزارهایی را که برای تولید و مصرف محتوا استفاده می‌شوند، پایش می‌کنید؟
  • آیا URLهای ارجاع‌دهنده‌ای که بیشترین سهم را در تولید محتوای شما دارند، پایش می‌کنید؟
  • و بسیاری سوالات دیگر ...

بدون تجزیه و تحلیل، اهداف شما پوچ و بی‌معنی خواهند بود. اگر نتوانید با قطعیت تعیین کنید که چه زمانی یک هدف، محقق‌شده محسوب شود، به این معناست که پیش‌شرط لازم برای گذشتن از آن هدف و رفتن به سراغ سایر اهداف را در اختیار ندارید. تجزیه و تحلیلِ شما و اهداف تعیین شده‌تان، یک موازنه‌ی تأملی (reflexive equilibrium) ایجاد می‌کنند که با تأمل در وضعیت هر یک از این دو، در مورد دیگری اطلاعات خوبی به دست آورد و با استفاده از اطلاعات یکی از آنها، دیگری را بهینه‌سازی کرد.

 

به عنوان مثالی از یک موازنه‌ی تأملی، حالت زیر را در نظر بگیرید.

اگر هدف‌گذاری شما با افزایش دو برابری تولید محتوا شروع شود، اما سپس بفهمید که چیز مهم‌تری از تولید کلی محتوا وجود دارد که موجب افزایش نرخ حفظ کاربر می‌شود، آنگاه ممکن است در هدف خود بازنگری کنید. مثلاً اگر محتواهای سه دقیقه‌ای، تنها نوع محتوایی باشند که نرخ حفظ تولیدکننده محتوا و مضرف‌کننده‌ی آن را افزایش می‌دهند، باید در هدف خود بازنگری کنید.

یکی از نکات مهم در مورد پیاده‌سازی تجزیه و تحلیل‌های موردی برای پایش پیشرفت اهداف، تاثیری است که این تجزیه و تحلیل‌ها در طول زمان، بر تجزیه و تحلیل‌های کلی و جامع شما خواهند داشت. وقتی چند سالی را صرف ساختن یک استارتاپ و کسب هدفی پس از هدف ِدیگر، کرده باشد، متوجه می‌شوید که میزان داده‌هایی که در این مدت از این فعالیت‌ها کسب کرده‌اید، بسیار زیاد و آگاهی‌بخش شده است. در نهایت، وقتی که یک هدف جدید تعیین می‌کنید ممکن است معیارهای مربوط به آن را که باید پایش شوند، از قبل بشناسید و داده‌های گذشته را نیز در اختیار داشته باشید تا به آنها رجوع کنید و از چند و چون دستیابی به هدف‌های مشابه مطلع شوید.

تمام هکرهای رشد با یک تبر کُند شروع می‌کنند، اما این ابزار با گذر زمان تیزتر و تیزتر می‌شود. بنابراین، در ابتدای کار ناامید نشوید.

گام سوم: از نقاط قوت خود استفاده کنید

ارشمیدس می‌گوید:

یک اهرم بلند و یک نقطه‌ی اتکا به من بدهید تا زمین را تکان بدهم!

این گفته فقط جنبه‌ی ادبی ندارد. به نوعی ریشه در حقیقت دارد. با یک اهرم که به اندازه‌ی کافی بلند باشد و با کمی نیرو، می‌توان اجسامی بسیار سنگین را جابه‌جا کرد.

 

هر استارتاپی نقاط قوت یا دارایی‌ها و توانمندی‌های درونی خودش را دارد که می‌توان از آنها به عنوان یک اهرم استفاده کرد. وقتی چیزی ارشمند در اختیار دارید که استفاده از آن مستلزم انرژی اندکی است، اما می‌تواند نتایج بزرگی به بار آوَرَد، یعنی اهرم را به دست آورده‌اید.

بیایید همان مثالی را که در بالا برای ساختار سلسله مراتبی هدف‌ها معرفی کردیم، ادامه دهیم. برای مثال می‌خواهید تصمیم بگیرید که ابتدا یک ایمیل آموزشی برای کاربران خود بفرستید یا یک دسته‌بندی با عنوانرویدادهای جدید را در محصول خود ایجاد کنید. اگر مثلاً 200 هزار آدرس ایمیل در اختیار داشته باشید و سامانه ارسال گروهی ایمیل‌تان، کاملاً درست عمل کند (و بتوانید ایمیل خود را ظرف یک روز تهیه کنید)، به نظر می‌رسد که یک اهرم بلند در اختیار دارید.

اما اگر ایجاد دسته‌بندی رویدادهای جدید در وبسایت‌تان، مستلزم حداقل چند روز برنامه‌ریزی، چند روز طراحی، بازبینی طرح گرافیکی و چند روز برنامه‌نویسی باشد و از طرف دیگر، برنامه‌نویسان شما همین حالا هم به زحمت به کارهای روزانه‌ی خود می‌رسند، این گزینه اصلاً مسیر امیدوارکننده‌ای پیش پای شما نمی‌گذارد؛ بخصوص اگر به دنبال بازدهی بالا در کوتاه‌مدت باشید.

در اینجا، همین قانون اهرم است که به شما تصمیم درست را نشان می‌دهد. بنابراین بهتر است بر روی ارسال ایمیل تمرکز کنید. اهرم یا نقطه قوت استارتاپ شما به اندازه‌ی لیست ایمیل‌ها و سامانه‌ی ارسال ایمیل شماست؛ نه میزان قدرت مهندسی تیم شما در مواجهه با مشکلات و چالش‌ها. البته ممکن است یک استارتاپ دیگر، گزینه‌ی دیگری را انتخاب کند، اما تنها در صورتی که اهرم یا نقطه قوت آنها ایجاب کند.

برنامه‌ها، اهداف و کارهایی که بدون توجه به اهرم‌های کسب‌و‌کارتان (و به نوعی در خلأ) اولویت‌بندی شده‌اند، معمولا کارآمد نیستند. فعالیت‌های خود را بر اساس توانمندی‌هایتان برنامه‌ریزی کنید. توصیه می‌کنم ابتدا قسمت‌های ۳ تا ۶ این سری مقالات را بخوانید و سپس با توجه به اهرم یا نقطه قوت خاصی که شرکت‌تان دارد، به هر تاکتیکی که معرفی شده یک امتیاز بدهید تا در آینده، بر اساس امتیازات، اولویت‌بندی‌شان کنید.

 

گام چهارم:‌ آزمایش را اجرا کنید

خب، تا اینجای کار، گام اول را تکمیل کرده‌اید، یعنی هدف خود را افزایش دو برابری تولید محتوا قرار داده‌اید. همچنین، گام دوم را هم اجرا کرده‌اید و حالا داده‌های ضروری را که موفقیت عملکرد شما در راستای هدف را نشان‌ می‌دهند، پایش می‌کنید.

از سوی دیگر، گام سوم را هم برداشته‌اید و می‌خواهید از طریق خبرنامه‌ی ایمیلی به کاربران خود آموزش بدهید زیرا در این حوزه است که نقطه قوت شما خودش را نشان می‌دهد. حال، زمان اجرای آزمایش است که در مثال ما، یعنی واقعاً باید ایمیل را بفرستید. (توجه: به این خاطر در این مرحله ارسال ایمیل را یک آزمایش می‌پنداریم زیرا هنوز هیچ‌کس نمی‌داند در عمل چه اتفاقی رخ می‌دهد.) اما باید برخی نکات را حین اجرای آزمایش مدنظر داشته باشید:

فرضیه‌های خود را قبل از اجرای آزمایش، یادداشت کنید

پیش از آنکه آزمایش را عملی کنید، باید بهترین پیش‌بینی‌های خود نسبت به آنچه اتفاق خواهد افتاد را روی کاغذ بیاورید. آیا فکر می‌کنید این ایمیل نسبت به ایمیل‌هایی که تاکنون فرستاده‌اید، نرخ کلیک بالاتری خواهد داشت یا پایین‌تر؟ چرا چنین فکری می‌کنید؟‌ فکر می‌کنید این ایمیل، تولید محتوا را ظرف ماه آینده چقدر افزایش می‌دهد؟ آیا به تنهایی شما را به هدف تولید دو برابری محتوا می‌رساند یا اینکه تنها بخشی از این هدف را محقق می‌کند؟

شاید نوشتن این جور حدسیات کار احمقانه‌ای به نظر برسد؛ وقتی که خیلی راحت می‌توانید ایمیل را ارسال کنید و ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد. اما اگر طرز فکرتان این است، پس از نکته‌ی اصلی غافل هستید. فرضیه‌ها و حدسیات، انعکاسی دقیق از پیش‌فرض و تخمین ذهنی شماست؛ پیش از آنکه اجرای آزمایش به شما امکان بدهد گذشته (یعنی حدسیات و فرضیه‌های خود)‌ را بازنگری کنید و خود را یک نابغه بدانید. این کار به شما نشان می‌دهد که پیش از اجرای آزمایش تصوراتتان تا چه حد اشتباه یا درست بوده است.

برای مثال، تصور کنید فرضیه فعلی شما این است که نرخ کلیک، کمتر از ایمیل‌های قبلی خواهد بود زیرا همین حالا نیز هفته‌ای یک ایمیل برای کاربران می‌فرستید و معتقدید که ایمیل دوم برای آنها آزاردهنده است. سپس، آزمایش را اجرا می‌کنید و می‌بینید که نرخ کلیک بالاتری از ایمیل‌های معمول به دست آمده است.اگر هیچ مدرکی از این فرضیه‌ی اشتباه خود نداشته باشید، وسوسه می‌شوید گذشته را بازنویسی کنید و به خودتان یا سایر اعضای تیم القا کنید که این همان نتیجه‌ای بوده که از اجرای آزمایش انتظار داشته‌اید زیرا شما یک نابغه‌ی استارتاپی هستید!

اما نوشتن و مکتوب کردن فرضیات، باعث صداقت شما خواهد شد. حالا به جای تلاش برای اینکه به همه ثابت کنید چقدر باهوش بوده‌اید، بحث‌تان بر سر این خواهد بود که چرا فرضیات‌تان اشتباه از آب درآمده است. ممکن است در این بحث‌ها بفهمید که تعداد کاربرانی را که مایل بوده‌اند با استارتاپ شما در ارتباط باشند، دست کم گرفته‌اید. این آگاهی و بینش، مزایایی به همراه دارد که می‌تواند فراتر از موضوع ارسال ایمیل، به کارتان بیاید.

اگر احساس می‌کنید ایده‌ی مطرح کردن فرضیه، باعث می‌شود که قضیه خیلی شبیه مسائل علمی شود و کمتر به فرهنگ رایج و سنتی میان استارتاپ‌ها شباهت داشته باشد، خب چه چیزی از این بهتر؟

در اختصاص منابع برای اجرای آزمایش، عاقلانه عمل کنید

هر زمان که آزمایشی اجرا کنید، قطعاً باعث اختلال در جریان عادی فعالیت‌های استارتاپ‌تان می‌شود. اول اینکه کل تیم باید درباره آزمایش مطلع شود تا بتواند برای هرگونه اتفاق ناخوشایندی خود را آماده کند. دوم اینکه باید بدانید چه زمانی استارتاپ‌ شما با کمبود منابع مواجه است. اگر روزهای سه‌شنبه روزی است که معمولاً سِرور با حداکثر توان مشغول سرویس‌دهی است، پس نباید در این روز آزمایشی انجام دهید که ۳۰٪ ترافیک بیشتری به سوی آن سرازیر کند.

سوم اینکه اگر پیش از اجرای آزمایش، به میزان مشخصی زمان برای تکمیل عناصر آزمایش نیاز دارید، حتماً الزامات زمانی مورد نیازتان را مدنظر قرار دهید. در این زمینه بد نیست به قانون داگلاس هافستادر، دانشمند معروف علوم شناختی اشاره کنیم. اگر قانون هافستادر (Hofstadter's Law) را به خاطر بسپارید، قطعا در عمل جواب بهتری خواهید گرفت:

همیشه از آنچه فکر می‌کنید، بیشتر زمان می‌بَرد. حتی موقعی که قانون هافستادر را هم در نظر گرفته‌اید.

از نتایج اولیه دلسرد نشوید

پدیده‌ای وجود دارد که ما بارها و بارها تجربه کرده‌ایم و آن باور همیشه‌-حاضری است که می‌گوید آزمایشی که اکنون دارم انجام می‌دهم، هر چه باشد، در نهایت موجب بهبود امور می‌شود. با این باور، به خود می‌گوییم: "آزمایشی که در حال حاضر وقت و انرژی خود را به آن اختصاص داده‌ام، به نظر می‌رسد پاسخی روشن برای مشکلات شرکت من دارد. اگر این آزمایش ارزش وقت و انرژی من را دارد، پس باید همان چیزی باشد که موتور موشک رشد را روشن می‌کند." اما این باور با آنچه در حقیقت رخ می‌دهد منافات دارد. تمام آزمایشاتی که انجام می‌دهید به پاسخی برای مشکلات شرکت‌تان منجر نمی‌شوند و در آن زمان است که احتمال سرخوردگی و رها کردن فرایند رشد زیاد می‌شود.

همانطور که در قسمت قبلی این سری مقالات گفتیم، اکثر اقدامات شما به عنوان یک هکر رشد شکست خواهند خورد. البته ایرادی ندارد که خوشبین باشید، اما نباید هر بار که آزمایشات‌تان نتایجی نه چندان استثنایی به بار می‌آورند، دلزده و مأیوس شوید. اصلاً به همین دلیل است که وقتی یک هدف مشخص و محدود تعریف کردید باید از چند جناح به آن حمله‌ور شوید، زیرا اکثر تاکتیک‌هایتان جواب نخواهند داد.

از موفقیت‌ها و شکست‌هایتان درس بگیرید

شنیده‌اید که می‌گویند شهرت بد وجود ندارد؟‌ یعنی اگر ستارگان سینما حتی به خاطر یک فیلم ضعیف هم مرتب در رسانه‌ها مورد اشاره قرار بگیرند باز برای شهرت‌شان خوب است. به همین ترتیب، داده‌ی بد هم وجود ندارد. حتی اگر آزمایش‌تان شکست بخورد، باز هم به خاطر آن آزمایش قطعا توانسته‌اید اطلاعات زیادی درباره محصول و کاربران خود به دست آورید که می‌توان از آنها در آزمایشات بعدی استفاده کرد.

توماس ادیسون بیش از ۱۰۰۰ بار شکست خورد تا توانست لامپ را اختراع کند. وقتی در این باره از او سوال شد، ادیسون جواب داد:

من ۱۰۰۰ بار شکست نخورده‌ام، من موفق شده‌ام ۱۰۰۰ راه نساختن لامپ را کشف کنم!

شما می‌توانید هم از موفقیت‌هایتان چیزهایی بیاموزید و هم از شکست‌هایتان. هیچ داده‌ی غیرمفیدی وجود ندارد. حتی دیتای شکست‌ها هم به کارتان خواهد آمد. آزمایش‌های ناموفق مانع یادگیری شما نخواهند بود، بلکه فقط زمانی از یاد گرفتن بازمی‌مانید که آزمایش کردن را کنار بگذارید.

گام پنجم: آزمایش را بهینه کنید

آزمایش باید بهینه باشد. آزمایش چیزی نیست که آن را یکبار انجام دهید و از آن عبور کنید. باید آزمایش را هر بار بهینه‌تر کنید و مجدداً اجرا کنید. فقط زمانی می‌توانید یک آزمایش را تمام شده بدانید که واقعاً در بهینه‌ترین شرایط انجام شده باشد نه زمانی که از انجام دادن دوباره و دوباره‌ی آن خسته شده‌اید.

گروه کنترل داشته باشید

همواره وقتی امکانش را دارید، باید از یک گروه کنترل بهره ببرید. این کار موجب می‌شود که بتوانید تغییراتی را که معمولاً توضیحشان دشوار است، توجیه کنید. اگر مثلاً ایمیل خود را تنها برای ۸۰٪ کاربران خود بفرستید و نه همه‌ی آنها، آنگاه می‌توانید بفهمید که تولید محتوا در آن گروه چقدر در مقایسه با گروه کنترل (یعنی آن ۲۰٪ که ایمیل را برایشان نفرستاده‌اید) افزایش یافته است.

همچنین، ممکن است به خاطر یک عامل پنهان یا پیش‌بینی‌نشده (خارج از کنترل یا دانش شرکت شما) کاهشی قابل توجه در تولید محتوای وبسایت‌تان رخ داده باشد. بدون یک گروه کنترل، شاید چنین برداشت کنید که ارسال ایمیل باعث کاهش تولید محتوا شده است، مسئله‌ای که اصلا حقیقت ندارد.

از تست  A/B استفاده کنید

آزمون‌های A/B به یک دلیل مشخص با استقبال هکرهای رشد مواجه شده‌اند: آنها جادو می‌کنند!

شاید معتقدید خودتان به خوبی می‌دانید که موضوع ایمیلی که می‌فرستید چه باید باشد تا کاربر ترغیب شود روی آن کلیک کند، اما آزمون A/B است که حقیقت را به شما خواهد گفت. شاید با خود فکر کنید می‌دانید چه صفحه‌ی فرودی باید برای ایمیل طراحی کنید تا کاربران به تولید محتوا ترغیب شوند، اما آزمون A/B است که حقیقت را به شما خواهد گفت. ابزارهای بسیار کمی هستند که قادرند چنین نتایج بزرگی را به راحتی در اختیار شما بگذارند و یکی از آنها، همین آزمون A/B است.

بدانید چه موقع باید یک آزمایش را کنار بگذارید

ما معمولاً از انجام یک آزمایش دست نمی‌کشیم، مگر زمانی که ثابت شده باشد اهرم و نقطه قوت شرکتمان، ضعیف‌تر از چیزی بوده است که در ابتدا فکر می‌کردیم. ما زمانی از آزمایش دست می‌کشیم که به طور منطقی به این نتیجه برسیم که این آزمایش، بدون نیاز به منابع بیش از حد، دیگر نتایج بهتری به بار نخواهد آورد.

گام ششم: ‌تکرار کنید

حال وقت آن رسیده که آزمایشی جدید یا نسخه‌ی بهبودیافته از یک آزمایش پیشین را انتخاب کنید و تمام این مراحل را بارها و بارها طی کنید. اگر مطابق همین روالی که در این مقاله توضیح دادیم پیش بروید، آنگاه دستیابی به موفقیت، چیزی بیش از نتیجه‌ی فرعی عزم شما یا ثمره‌ی بخت و احتمالات خواهد بود. در واقع شما موفقیت را برنامه‌ریزی کرده‌اید.

جمع‌بندی

در آخر این مقاله، نکات مهم گفته شده را بار دیگر با هم مرور می‌کنیم:

  • گام ۱:‌ اهدافی معقول و قابل دستیابی تعریف کنید
  • گام ۲: برای پایش اهداف خود از تجزیه و تحلیل بهره بگیرید
  • گام ۳: نقاط قوت فعلی خود را به اهرم موفقیت بدل کنید
  • گام ۴: آزمایش را اجرا کنید
  • گام ۵: آزمایش را بهینه‌سازی کنید
  • گام ۶: فرایند را تکرار کنید

 

 

 

 

nowin

ابر تگ‌ها: آموزش برنامه ریزی, آموزش هک رشد, آموزش ترفند هک