کسب درآمد از اینترنت
معرفی سایت های کسب درآمد
اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 126
  • نويسنده: Elmina
  • تاريخ: 8-04-1397, 11:17
8-04-1397, 11:17

آموزش ترفندهایی برای جذب بازدیدکننده براساس خدمات

دسته بندی: مقالات

درآمدباران : توانایی استفاده از خودِ محصول برای جذب بازدیدکننده‌های جدید، یکی از هیجان انگیزترین جنبه‌های هک رشد است. چرا؟ زیرا علاوه بر کشیدن و جذب بازدیدکننده‌ها، هُل دادن آن‌ها به دهانه‌ی قیف هک رشد نیز کار بسیار مفیدی است، اما در استفاده از خودِ محصول برای ایجاد ترافیک، جادو و قدرت دیگری نهفته است. اگر این روش به خوبی اجرا شود می‌تواند با اثری تصاعدی، موجب رشد محصول شود و تاثیر آن چنان بزرگ خواهد بود که اصلاً با تاکتیک‌های فشاری یا کششی قابل مقایسه نخواهد بود.

برای مثال اگر با ایجاد یک اینفوگرافیک، از روش کششی (Pull) استفاده کنید می‌توانید بعد از انتشار آن منتظر ترافیک ورودی باشید، اما بازدیدکننده‌های آن اینفوگرافیک روز به روز کمتر می‌شوند و در نهایت، روزانه تعداد اندکی از اینفوگرافیک شما بازدید می‌کنند. این روش را با برخی از تاکتیک های مبتنی بر محصول مقایسه کنید که در این مقاله معرفی خواهند شد.

با استفاده از خود محصول، این امکان وجود دارد که هر بار شخصی به وب‌سایت شما می‌آید شبکه‌ی روابط و اطرافیان خود را نیز به سمت قیف رشد شما بیاورد. همینجاست که ایده‌ی حلقه‌های ویروسی (Viral Loops) وارد بازی می‌شود. اگر بتوانید از تاکتیک های مبتنی بر محصول به شیوه‌ای استفاده کنید که هر بازدیدکننده‌ای که وارد محصولتان می‌شود بیش از یک شخص را همراه خود بیاورد، آنگاه می‌‌گوییم ضریب ویروسی‌شدگیِ شما ۱+ شده است. در این حالت شما به رشد نَمایی دست یافته‌اید یا به عبارت دیگر ویروسی شده‌اید و چه چیزی از این بهتر؟ ضریب ویروسی‌شدگی را با حرف K نیز نشان می‌دهند.

با این حال، باید به شما اخطار بدهم که اکثر محصولات، ویروسی نخواهند شد. اگر دارید تلاش می‌کنید محصولی متعلق به بخش B2B را هک رشد بدهید، واقعاً تردید دارم که ضریب ویروسی‌شدگی شما حتی نزدیک به عدد ۱ هم برسد. نه به این خاطر که دارید کارتان را اشتباه انجام می‌دهید، بلکه چون استفاده از این تاکتیک‌ها در برخی از بازارها و حوزه‌ها به شدت دشوار است. حتی اگر یک محصول B2C هم دارید بازهم دست یافتن به ضرایب ویروسی مطلوب، کار به شدت سختی است.

بنابراین با این تاکتیک‌ها چه باید کرد؟ اگر کسب ضریب K یا ویروسی‌شدگیِ ۱+ اینقدر سخت است، پس آیا بهتر نیست کلاً استفاده از محصول برای جذب بازدیدکننده را کنار بگذارید؟ قطعاً نه! هر ضریب K یا ویروسی شدگی‌ای که بالاتر از صفر باشد، تاثیر مثبتی بر تمام اقدامات بازاریابی شما خواهد داشت. حتی اگر هرگز به ضریب‌های رویایی و فوق‌العاده‌ای مثل ۱+ نرسد.

بگذارید بیشتر توضیح بدهم. اگر ضریب K شما ۰.۵ باشد، به این معناست که هر بازدیدکننده جدید از محصولتان، با خود نصف نفر را به قیف هک رشد شما می‌آورد. یعنی ۱۰ بازدیدکننده جدیدT در حقیقت معادل ۱۵ بازدیدکننده خواهد بود. اگرچه این ارقام به معنی ویروسی شدن نیست و شما را به رشد نمایی نمی‌رساند، اما هنوز هم دارد افراد جدیدی را به سمت شما می‌آورد.

همان مثال تولید اینفوگرافیک در تاکتیک‌های کششی (Pull tactics) را در نظر بگیرید. اگر در این ماه به خاطر تولید آن اینفوگرافیک ۵۰۰ نفر جدید را به وب‌سایت خود بکشانید، این تعداد به خاطر محصولتان و ضریب ۰.۵ ویروسی‌‌شدگیِ آن، در حقیقت ۷۵۰ نفر خواهد بود. یعنی شما یک تاکتیک کششی را با استفاده از یک تاکتیک مبتنی بر محصول، تشدید و تقویت کرده‌اید. این کاری است که باید با این تاکتیک های مبتنی بر محصول در هک رشد انجام دهید. آنها موجب تقویت و تشدید اثرِ هر چیزی می‌شوند که به قیف رشد شما وارد شده باشد.

ضریب ویروسی‌شدگی ۰.۵ همچنین به این معناست که اگر دارید از تاکتیک فشاریِ خرید تبلیغات پولی استفاده می‌کنید، می‌توانید برای جذب تعداد معینی بازدیدکننده، پول کمتری بپردازید زیرا هر ۱۰ کلیکی که روی تبلیغ شما می‌شود، در نهایت منجر به ۱۵ بازدیدکننده می‌شود. اگرچه صرفه‌جویی در هزینه‌ها، قطعاً چیز مثبتی است، اما فایده‌ی اصلی چنین ضریبی این است که به شما امکان می‌دهد پول بیشتری برای هر کلیک بپردازید و مبلغ پیشنهادی خود را بالاتر از رقبا تعیین کنید. به خاطر دارید که در فصل قبلی این سری مقالات چه گفتیم؟‌ در آن مقاله گفتیم که تبلیغات، صرفاً به مدل کسب‌و‌کار شما بستگی دارد. تاکتیک های مبتنی بر محصول می‌توانند کارایی مدل کسب‌و‌کار شما را افزایش دهند.

خب در ادامه با تاکتیک های مبتنی بر محصول در هک رشد آشنا می‌شویم ...

 

آموزش هک رشد

۱. دعوتنامه‌های شبکه‌ای

امروزه در جهانی زندگی می‌کنیم که بسیاری از مردم، شبکه‌ی روابط اجتماعی خود را در حوزه‌های مختلفی از زندگی‌شان وارد کرده‌اند. مثلاً در فیسبوک گروهی از دوستان و آشنایان را داریم، در توییتر افرادی را دنبال می‌کنیم و در لینکدین هم با دیگران بر اساس روابط کاری و حرفه‌ای ارتباط برقرار می‌کنیم.

همچنین، لیستی از ایمیل‌های مختلف در جیمیل یا اکانت یاهوی خود داریم و تعداد زیادی هم شماره تلفن از دوستان و خانواده در گوشی‌های همراه‌مان ذخیره کرده‌ایم. نخستین تاکتیک مبتنی بر محصول که برای جذب بازدیدکننده به شما معرفی خواهیم کرد به همین توانایی ما در استفاده از شبکه‌‌های روابط متکی است: شبکه‌هایی که از قبل تعریف‌شده‌ و شکل گرفته‌اند و باید از آنها به نفع خود استفاده کنید.

مخاطبان دفترچه تلفن

اگر در حال ساخت یک اپلیکیشن موبایل هستید، در واقع فقط چند کلیک تا اجازه‌ی ارسال یک پیام دعوت به تمام مخاطبان دفترچه تلفن کاربران‌تان فاصله دارید. ما معمولاً به دفترچه تلفن به عنوان یک شبکه اجتماعی نگاه نمی‌کنیم، اما این مخزن اسامی و شماره‌ها شاید نزدیک‌ترین و قابل دسترس‌ترین شبکه‌ی روابطی باشد که در اختیار داریم.

استارتاپ Umano، سرویس جدیدی که امکان گوش دادن به مقالات محبوب و پربازدید اینترنت را فراهم می‌کند از همین تاکتیک استفاده کرده است. آنها کاربر را ترغیب می‌کنند که پس از چند بار استفاده از این اپلیکیشن، آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارد یا حتی خود کاربر می‌تواند وارد منوی تنظیمات اپلیکیشن شود و برای دوستان خود دعوتنامه بفرستد.

 

شرکت‌هایی مثل تپسی یا اسنپ نیز از همین تاکتیک در اپلیکیشن‌های خود استفاده کرده‌اند. در ادامه دو تصویر از اپلیکیشن تپسی (TAP30) را می‌بینید. کاربر با لمس منوی تنظیمات در این اپلیکیشن، تصویر شماره ۱ را می‌بیند که او را ترغیب می‌کند با دعوت از دوستانش مبلغی اعتبار سفر به آنها هدیه بدهد. با لمس گزینه‌ی «معرفی دوستان»، کاربر تصویر شماره ۲ را مشاهده می‌کند.

در تصویر شماره ۲ یک کد اختصاصی دعوت به کاربر داده می‌شود و از او خواسته می‌شود از میان روش‌های موجود نظیر ارسال پیامک به لیست مخاطبان خود، ارسال پیام در تلگرام، ارسال ایمیل یا روش‌های دیگر، این کد دعوت را برای دوستان خود ارسال کند.

 

مخاطبان ایمیل

یک شبکه‌ی روابط دیگر که افراد همگی در اختیار دارند و می‌توانیم از آن به نفع خود استفاده کنیم، لیست ایمیل‌های آنهاست. این روش بخصوص چند سال قبل به شدت محبوب بود، اما هنوز هم به نحوی توسط بعضی از اپلیکیشن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مخاطبان شبکه‌های اجتماعی

علاوه بر دفترچه تلفن و لیست ایمیل‌ها، نوع سوم شبکه‌هایی که می‌توانیم از آنها به نفع خود بهره ببریم، شبکه‌های اجتماعی هستند. توییر، فیسبوک، لینکدین، اینستاگرام، پینترست و ... همگی شبکه‌هایی هستند که در آنها مجموعه‌ای از افراد را حول فعالیت‌های حساب کاربری خود گرد آورده‌ایم.

در واقع، ما در این شبکه‌ها از قبل روابطی را در اختیار داریم که اکنون می‌توانیم آنها را به استفاده از محصول جدید خود دعوت کنیم. هدف گرفتن تمام شبکه‌های اجتماعی بسیار دشوار است زیرا کاربران معمولاً به اپلیکیشن شما اجازه دسترسی به تمام شبکه‌های اجتماعی‌شان را نمی‌دهند. با این حال، حتی یک شبکه‌ی اجتماعی هم کفایت می‌کند.

همچنین، این تمرکز بر یک یا دو شبکه اجتماعی، به شما در اتخاذ تصمیمات و تعیین خصوصیات فنی محصول کمک می‌کند. مثلاً اگر بدانید که قرار است از فیسبوک به عنوان شبکه اجتماعی اصلی برای دعوت کاربران جدید استفاده کنید، این آگاهی باعث می‌شود دکمه Facebook Connect را در صفحه‌ی ورود اپلیکیشن خود تعبیه کنید.

چنین کاری باعث می‌شود فرایند دعوت آسان‌تر شده، کاربر کلیک‌های کمتری انجام دهد و هنگامی که از او می‌خواهید دوستان فیسبوکی‌اش را به محصول شما دعوت کند، مقاومت کمتری در برابر درخواست شما نشان دهد.

 

۲. به‌اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی

به اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی، یا آنطور که اخیرا معادل‌سازی شده، همرسانی در شبکه‌های اجتماعی، مثل مورد قبلی به معنای دعوت مستقیم افراد به محصول از طریق ارتباطات یا دوستانشان در این شبکه‌ها نیست.

این تاکتیک بیشتر حول این ایده شکل گرفته است که به همه امکان دهد دربارۀ محصول شما در شبکه اجتماعی خود برای هر کسی که ممکن است پُست آنها را بخواند، صحبت کنند. برای مثال به جای اینکه از افراد بخواهید دوستان فیسبوکی خود را به استفاده از محصول شما دعوت کنند، به آنها امکان می‌دهید که در صفحه فیسبوک خود به آسانی مطلبی را درباره محصول شما به اشتراک بگذارند (همرسان کنند).

اگر پروفایل این افراد عمومی و در دسترس همگان باشد نه فقط دوستانشان، بلکه هر کسی می‌تواند پست آنها درباره شما را ببیند. مرتبط‌ترین مثال در این زمینه، پست‌های وبلاگ‌ها و وبسایت‌های معروف است که حتماً تا به حال آیکون همرسانی در فیسبوک و سایر شبکه‌های اجتماعی را در کنار مطالب آنها دیده‌اید.

در تصویر زیر مطلبی از وبسایت چطور را می‌بینید که دکمه‌های همرسانی در فیسبوک و سایر شبکه‌های اجتماعی به شیوه‌ای خلاقانه در کنار بدنه‌ی مطلب قرار داده شده است:

 

وبسایت‌هایی مثل چطور، با قرار دادن دکمه‌ای همرسانی، اشتراک محتوا را برای کاربران آسان می‌کنند

 

تصویر پایین هم، انتهای یک مطلب از وبلاگ یک‌ پزشک را نشان می‌دهد که مخاطب را ترغیب می‌کند پس از خواندن مطلب، با کلیک روی دکمه‌های مربوط به هر شبکه‌ی اجتماعی، آن را با مخاطبان و دوستان خود به اشتراک بگذارند:

 


وبلاگ معروف یک پزشک نیز در انتهای مطالب امکان همرسانی سریع و آسان محتوا را فراهم کرده است

 

بیشتر شبکه‌های اجتماعی خودشان کد آماده‌ای را در اختیارتان می‌گذارند تا آن را داخل محصول خود قرار دهید و اینگونه فرایند همرسانی محتوا را به شدت آسان می‌کنند. همچنین راهکارهایی وجود دارد که تمام گزینه‌های اجتماعی محبوب را یکجا در اختیارتان قرار می‌دهند، درست مثل گزینه‌هایی که در دو تصویر بالا دیدیم.

سرویس AddToAny یک راهکار ساده و سبُک برای همرسانی اجتماعی است که در تصویر زیر صفحه‌ی اول این و‌ب‌سایت را مشاهده می‌کنید. تعیین شبکه‌های اجتماعی موردنظرتان و مشخص کردن اندازه‌ی دکمه و مکان آنها با این سرویس، بسیار راحت انجام می‌شود. همچنین، سرویس‌های مدیریت محتوایی مانندوردپرس، پلاگین‌های بسیاری را برای این کار در اختیار کاربران خود قرار داده است.

 

اگرچه ممکن است این نکته بدیهی به نظر برسد، اما گفتن آن ضروری است: وقتی می‌خواهید یک استراتژی همرسانی در شبکه‌های اجتماعی داشته باشید، باید توجه کنید که ترافیک شما معمولاً از کجا می‌آید. اگر بخش عمده‌ی ترافیک داخلی شما از توییتر است، اما فقط دکمه‌ی همرسانی در فیسبوک را برای مخاطبان تعبیه کرده‌اید، پس دارید یک فرصت فوق‌العاده را در توییتر از دست می‌دهید. بنابراین کاری کنید که مخاطبان بتوانند محصول شما را در مکان‌هایی منتشر کنند که احتمال ایجاد ترافیک برای شما در آن مکان‌ها بیشتر است.

 

۳. ادغام API

قدم بعدی که فراتر از همرسانی در شبکه‌های اجتماعی محسوب می‌شود، ادغام یا یکپارچه‌سازی محصولتان با یک شبکه‌ اجتماعی از طریق API است. به زبان ساده، APIها (مخفف Application Programming Interface) است. APIها رابط‌هایی نرم‌افزاری هستند که ارتباط بین نرم‌افزارهای مختلف را پیاده‌سازی می‌کنند.

به این ترتیب، به جای اینکه صرفاً از مخاطبان بخواهید مطلب و محصول شما را در شبکه‌های اجتماعی همرسانی کنند، می‌توانید کاری کنید که کاربر مجبور نباشد هر بار وارد اپلیکیشن شبکه‌ اجتماعی مورد نظر بشود یا هر بار به شما اجازه بدهد که بر روی صفحه اجتماعی او مطلبی را به اشتراک بگذارید، در عوض کاری کنید که انتشار محتوا در پس زمینه و از طریق APIها انجام ‌شود.

یکی از مثال‌های بارز استفاده درست از APIها، سرویس Spotify است. اسپاتیفای به شدت از شبکه‌ اجتماعی فیسبوک برای رشد محصول خود استفاده کرد و این کار را نیز از طریق ادغام APIها انجام داد. وقتی با استفاده از دکمه‌ی Facebook Connect به اسپاتیفای وارد می‌شوید و دسترسی‌های لازم را به آن می‌دهید، دیگر فعالیت شما در اسپاتیفای به صورت خودکار در فید فیسبوک شما نیز منتشر می‌شود و همچنین هر کسی که در فیسبوک با شما دوست باشد، در اپلیکیشن اسپاتیفای نیز می‌تواند فعالیت شما را ببیند.

 

در ادامه اسکرین‌شاتی از اپلیکیشن اسپاتیفای را می‌بینید که به کاربر اطلاع داده است برخی از افراد که در فیسبوک با او دوست هستند، به تازگی به اپلیکیشن اسپاتیفای پیوسته‌اند. این امکان از طریق ادغام APIها فراهم آمده است.

 

اسپاتیفای با استفاده از ادغام APIها به شما اطلاع می‌دهد که دوستانتان در فیسبوک به اسپاتیفای نیز پیوسته‌اند

 

در اسکرین شات بعدی هم می‌بینید که در فیسبوک به کاربر اطلاع داده شده است که دوستانش چه آهنگ‌هایی را در اسپاتیفای گوش کرده‌اند. این امکانات و نوآوری‌ها به طور کامل در پس‌زمینه و بدون دخالت و زحمت‌ دادن به کاربر، فراهم شده است.

 


با ادغام APIها، اسپاتیفای در فیسبوک هم به شما اطلاع می‌دهد که دوستانتان در اسپاتیفای چه آهنگی را گوش داده‌اند

 

مثال دیگری از این تاکتیک، ادغام API اپلیکیشن ورزشی Nike+ با سرویس‌های Path و Facebook است. هربار که کاربر حین دویدن از این اپلیکیشن استفاده کند، داده‌های مربوط به دویدن او در Path و فیسبوک نیز منتشر می‌شوند تا دوستان او از فعالیتش مطلع شوند. حتی دوستان کاربر می‌توانند از درون اپلیکیشن Path یا فیسبوک، او را تشویق و تحسین کنند که این کار باعث می‌شود صدای دست زدن و تشویق در اپلیکیشن Nike+ برای کاربر پخش شود.

این واقعا یک نوآوری نبوغ‌آمیز بوده است. در تصویر زیر اسکرین‌شات‌هایی از اپلیکیشن Nike+ را می‌بینید. در تصویر سمت چپ از کاربر خواسته می‌شود فعالیتش را در دو سرویس Path و فیسبوک همرسان کند. در تصویر سمت راست هم آمار و ارقام دویدن کاربر برای دوستانش در اپلیکیشن Path ارسال شده است. باز هم باید تاکید می‌کنم که استفاده‌ی اپلیکیشن Nike+ از قابلیت‌های APIها واقعاً بی‌نقص بوده است و یک بار که این اجازه را به اپلیکیشن بدهید، دفعات بعدی بدون نیاز به دخالت شما این فرایند انجام می‌شود.

 

 

ادغام API مزیت‌های بسیار بزرگی دارد، اما کاری نیست که برای همیشه و صد در صد ماندگار باشد. مثلاً وقتی محصولی به شدت رشد می‌کند و نزد کاربران محبوب می‌شود و با شتاب زیادی کاربران شبکه‌های اجتماعی به آن اقبال نشان می‌دهند، بعید نیست که از حضور یا تبلیغ آن در چنین شبکه‌هایی جلوگیری شود یا برای آن مانع ایجاد کنند.

برای مثال فیسبوک را در نظر بگیرید که به شما امکان دسترسی به پلتفرم خودش را می‌دهد تا اپلیکیشن خود را با امکانات آن یکپارچه و ادغام کنید. اگر توسعه‌دهنده‌های زیادی مثل شما از APIهای فیسبوک استفاده کنند این کار به خود فیسبوک کمک می‌کند که همچنان بازیگر اصلی باقی بماند و کاربران این اپلیکیشن‌ها هم حضور پررنگ‌تری در فیسبوک داشته باشند، اما فیسبوک هرگز دسترسی کامل به پلتفرم خود و دسترسی به روابط میان میلیون‌ها کاربر خود را به شما نخواهد داد. چرا؟ زیرا اگر با چنین دسترسی‌ای بیش از حد موفق شوید، شما هم به اندازه فیسبوک بزرگ می‌شوید و یک رقیب قدرتمند خواهید شد. بنابراین می‌توان انتظار داشت که فیسبوک تا حد خاصی به شما اجازه استفاده از امکانات و کاربران خود را بدهد و از جایی به بعد، مانع شما شود.

به همین طریق، می‌توان ادعا کرد که ادغام API روشی عالی برای هک رشد است، اما باید بدانید که هرچه بیشتر محصول خود را از طریق API به یک سرویس ثالث متصل کنید، ریسک بیشتری را متحمل خواهید شد. توئیتر مثال خوبی از این قضیه است. بسیاری از شرکت‌ها بر اساس APIهایی که توئیتر از پلتفرم خود منتشر کرد بود ایجاد شده و کاربر جذب کرده بودند، اما وقتی که این شبکه اجتماعی تعداد درخواست‌های مجازِ کسب API را تغییر داد، بسیاری از این شرکت‌ها آسیب دیدند و کاربران خود را از دست دادند، در حالی که هیچ نقشه‌ی جایگزینی هم برای چنین حالتی پیش‌بینی نکرده بودند.

بنابراین از APIها برای رشد محصول خود استفاده کنید؛ اما حواستان باشد که API به شاکله‌ی اصلی محصولتان بدل نشود!

 

۴. بک لینک

یکی از نخستین نمونه‌های استفاده از هک رشد برای ترویج محصول، یعنی سرویس Hotmail، از تاکتیک ایجاد بک لینک استفاده کرده است. زمانی که Hotmail کار خود را شروع کرد، دست به یک اقدام ساده زد اما همین اقدام، مسیر و سرعت پیشرفت آنها را به شدت تغییر داد. آنها در انتهای ایمیل‌هایی که کاربران با این سرویس می‌فرستادند، لینکی قرار داده بودند که می‌گفت: "ایمیل رایگان خود را در Hotmail بسازید". به این ترتیب بود که یک حلقه‌ی ویروسی از جذب کاربران جدید ایجاد شد.

این تاکتیک هنوز هم استفاده می‌شود. مثال مدرن‌تری از آن را می‌توان در سرویس‌هایی پیدا کرد که به شما امکان می‌دهند یک پنجره‌ی پاپ‌آپ (Pop-Up) در وبسایت خود بگذارید. به بک‌لینک‌های موجود در دو تصویر زیر دقت کنید. ویجت‌ها گزینه‌های بسیار خوبی برای ساخت بک لینک هستند.

۵. ارائه‌ی مشوق

برخی محصولات، مشوق‌هایی به کاربران خود می‌دهند تا آنها نیز کاربران جدیدی برای آن محصول بیاورند. مثال کلاسیک این تاکتیک دراپ‌باکس است. این سرویسِ ذخیره‌سازی در فضای ابری، مشوق‌های مختلفی را در قبال اقدامات مختلفی که کاربران انجام می‌دهند به آنها ارائه می‌کند.

این تاکتیک بخصوص در حالتی خوب عمل می‌کند که آنچه به عنوان مشوق به کاربر می‌دهید برای خود شما هزینه پایینی داشته باشد، اما نزد کاربر از ارزش بالایی برخوردار باشد. برای مثال در مورد دراپ‌باکس آنها از فضای ذخیره‌سازی مثل یک ارز رایج استفاده می‌کنند زیرا نرخ ارزشگذاری این فضا برای دراپ‌باکس بسیار پایین و از چشم کاربر بسیار بالاست. از طرفی جذب کاربران جدید نیز برای دراپ‌باکس بسیار اهمیت دارد. کاربر هم همیشه به دنبال فضای ذخیره‌سازی بیشتری است. این نیازِ دو جانبه، منجر به یک طوفان در جذب کاربران جدید می‌شود و همانطور که می‌دانیم دراپ‌باکس بخش عمده‌ای از رشد خود را مدیون استفاده از این تاکتیک است.

 


تاکتیک ارائه‌ی مشوق به خوبی برای دراپ‌باکس جواب داد

 

با این حال، باید به شما هشدار دهم که بسیاری از استارتاپ‌ها که مسیر دراپ‌باکس را در پیش می‌گیرند، متوجه نیستند که محصولشان آن جذابیت و ظرفیت درونی را ندارد که کاربران را ترغیب کند تا دوستان خود را به محصول دعوت کنند. از طرفی، دراپ‌باکس صرفاً به افزایش فضای ذخیره‌سازی به عنوان مشوق بسنده نکرده است و اقدامات تشویقی دیگری را نیز برای کاربران خود در نظر گرفته است.

همچنین، این شرکت فقط در قبال دعوت دوستان، فضای ذخیره‌سازی نمی‌دهد، بلکه اگر کاربر اقداماتی مشخص را انجام دهد که معمولاً در راستای شناخت بیشتر محصول و خدمات دراپ‌باکس است، باز هم به او مشوق می‌دهد زیرا این شرکت به درستی باور دارد که کاربرِ آموزش‌دیده و آشنا به محصول، کمتر احتمال دارد که استفاده از محصول را کنار بگذارد.

۶. زمینه‌سازی برای تبلیغات دهان به دهان و ارگانیک

اگرچه تکنولوژی و ظرفیت درونی محصول می‌تواند موجب انتشار آن شود، اما چیز دیگری هم هست که حتی می تواند موثرتر از این باشد و آن تبلیغات دهان به دهان، شفاهی، طبیعی یا ارگانیک از سوی کاربران است. یعنی تبلیغاتی که بدون دخالت و برنامه‌ریزی از سوی شما، صرفاً به خاطر کیفیت محصول و رضایت کاربر انجام می‌شود که از قضا بسیار اثرگذار هستند.

تبلیغات دهان به دهان یا تبلیغات شفاهی زمانی صورت می‌گیرد که شخصی محصول شما را به صورت آنلاین یا آفلاین با دیگران به اشتراک می‌گذارد؛ بدون اینکه شما بستر و برنامه‌ای از قبل برای این کار فراهم کرده باشید. در واقع، کاربر فارغ از اینکه به او مشوقی داده باشید یا نه، وادار شده است محصول شما را به دیگران معرفی کند.

متاسفانه ارتباط طبیعی را نمی‌توان اندازه گرفت یا سنجید. همچنین نمی‌توان آن را کنترل کرد، اما می‌تواند نیرویی باشد که محصول شما را به جلو می‌راند. هیچوقت نمی‌توانید کسی را مجبور کنید محصول شما را به صورت ارگانیک و طبیعی با همکاران یا دوستان و خانواده‌اش به اشتراک بگذارد، اما می‌توانید از قبل کارهای مشخصی را انجام دهید تا احتمال تبلیغ ارگانیک محصول خود را بالاتر ببرید. پس نکات زیر را حتماً مدنظر داشته باشید:‌

  • محصولات ساده به صورت طبیعی منتشر و همه‌گیر می‌شوند.
  • محصولات زیبا به صورت طبیعی منتشر و همه‌گیر می‌شوند.
  • محصولاتی که مشکلی از کاربران رفع می‌کنند به صورت طبیعی منتشر و همه‌گیر می‌شوند.
  • محصولاتی که باعث جذاب و خاص به نظر رسیدن کاربران شوند، به صورت طبیعی منتشر و همه‌گیر می‌شوند.
  • محصولات عاطفی به صورت طبیعی منتشر و همه‌گیر می‌شوند.
  • محصولات جالب و خنده‌دار به صورت طبیعی منتشر و همه‌گیر می‌شوند.
  • محصولات منحصربفرد به صورت طبیعی منتشر و همه‌گیر می‌شوند.
  • محصولات شگفت‌آور و عجیب به صورت طبیعی منتشر و همه‌گیر می‌شوند.

البته شما نمی‌توانید همزمان تمام این خصیصه‌ها را در محصول خود جمع کنید، اما باید یکی از آنها را در محصول بگنجانید؛ در غیر این صورت بعید است شانسی برای انتشار و همرسانی ارگانیک و شفاهی داشته باشید.

جمع‌بندی روش‌های جذب بازدیدکننده (تاکتیک‌های کششی، فشاری و مبتنی بر محصول)

حالا که هر سه روش جذب بازدیدکننده در دهانه‌ی قیف هک رشد را به شما معرفی کرده‌ایم، چند نکته نهایی را در این باره بیان می‌کنیم:

جذب ترافیک مثل دستور پخت غذاست، نه مثل یکی از مواد لازم برای غذا!

تصور کنید می‌خواهید کیک بپزید، اما تصمیم می‌گیرید که تنها یک ماده غذایی را در آن استفاده کنید و باقی مواد لازم را کنار بگذارید. چنین کیکی به طور خالص از شکر، از کره یا از آرد خواهد بود و اصلاً مزه‌ی خوبی نخواهد داشت. جذب ترافیک هم شبیه به همین مسئله است. در اکثر محصولات، ترکیبی از چندین مولفه یا عامل کنار هم موجب ایجاد ترافیک می‌شود. این ترافیک ممکن است ترکیبی از ۲ تاکتیک از روش‌های کششی، ۳ تاکتیک از روش‌های فشاری و ۴ تاکتیک از روش‌های مبتنی بر محصول باشد.

 

بله، من هم می‌دانم که خیلی خوب می‌شد اگر فقط یک راه نهایی برای رشد دادن هر محصول و جذب ترافیک وجود داشت. در آن حالت، دیگر فقط آن یک روش را اجرا می‌کردیم و خود را برای اجرای سایر تاکتیک‌ها به زحمت نمی‌انداختیم، اما چنین نوشدارویی در دنیای واقعی وجود ندارد!

جذب ترافیک دستور پختی است که همیشه در حال تغییر است!

بعد از مدتی که توانستید با استفاده از این سه نوع تاکتیک، ترافیک جذب کنید ممکن است وسوسه شوید که آرام بگیرید و سمت تاکتیک‌های جدید نروید. شاید با خود فکر کنید چیزی که امروز دارد جواب می‌دهد، فردا هم جواب خواهد داد. اما این نوع نگرش عاقلانه نیست. این دستور پختی که امروز جواب می‌دهد، احتمالاً در طول زمان تغییر خواهد کرد و دگرگون خواهد شد.

اگر چه همین فردا تغییری بزرگ در آن رخ نمی‌دهد، اما قطعا در ۶ ماه آینده با دستور پختی که الان دارد جواب می‌دهد متفاوت خواهد بود. هکرهای رشدی که استاد جذب ترافیک شده‌اند هرگز آرام نمی‌گیرند و دائم روش‌های جدیدی را امتحان می‌کنند.

صرفاً از دستورهای پخت ترافیک دیگران تقلید نکنید!

تقلید و کپی کردن از دیگران چون زحمت کمتری دارد معمولاً خیلی وسوسه کننده است، اما استارتاپ شما شرایط خاص خودش را دارد، پرسنل منحصربفرد خودش، مزیت‌های خاص خودش، نقاط ضعف خاص خودش و نهایتاً مشتریان خاص خوش را دارد. بنابراین جذب ترافیک برای چنین استارتاپی به کلی یک بازی جدید محسوب می‌شود. پس، کپی کردن از روی سایر استارتاپ‌ها اقدام عاقلانه و دوراندیشانه‌ای محسوب نمی‌شود. بهتر است یاد بگیرید دستور پخت خودتان را برای رشد به دست بیاورید. مطمئن باشید که اینگونه مزه‌ی بهتری هم خواهید چشید.

خلاصه

در ادامه خلاصه‌ای از آنچه درباره تاکتیک های مبتنی بر محصول برای جذب بازدیدکننده را می‌آوریم (فقط برای آن دسته از افرادی که حوصله خواندن همه مطلب را نداشته‌اند!):

  • اکثر محصولات ویروسی نمی‌شوند.
  • تاکتیک های مبتنی بر محصول تاثیری تشدیدکننده بر سایر تاکتیک‌ها دارند.
  • در این مقاله ۶ تا از تاکتیک های مبتنی بر محصول را معرفی کردیم:
  • دعوت از شبکه‌های دوستان و اطرافیانِ کاربرهمرسانی در شبکه‌های اجتماعی
    • مخاطبان تلفن کاربر
    • مخاطبان ایمیل کاربر
    • مخاطبان کاربر در شبکه‌های اجتماعی
  • ادغام APIها
  • ایجاد بک لینک
  • استفاده از مشوق‌ها
  • تبلیغات دهان به دهان
  • جذب ترافیک مثل دستور پخت غذاست، نه یکی از مواد لازم برای پخت غذا!
  • جذب ترافیک، دستور پختی است که همیشه در حال تغییر است.
  • به کپی کردن از دستورهای پخت ترافیکِ سایر استارتاپ‌ها بسنده نکنید.

ابر تگ‌ها: آموزش کسب درآمد, آموزش کسب بازدید کننده, آموزش فروش محصول

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 125
  • نويسنده: Elmina
  • تاريخ: 7-04-1397, 11:12
7-04-1397, 11:12

آموزش جذب بازدید کننده بصورت اجباری

دسته بندی: مقالات

 درآمدبارانوقتی از تاکتیک های کششی استفاده می‌کنید، معمولاً شما آن محتوایی خواهید بود که توسط مخاطب مصرف می‌شود، فایل ارائه‌ای خواهید بود که مخاطب می‌خواهد از آن چیزی یاد بگیرد، ویدیویی خواهید بود که مخاطب می‌خواهد آن را تماشا کند یا کتابی خواهید بود که مخاطب می‌خواهد بخواند؛ در حقیقت شما خودِ کالا و خدماتِ مورد نیاز مخاطب خواهید بود.

اما تاکتیک های فشاری (Push Tactics)، شامل منقطع کردن و ایجاد وقفه در محتوایی است که مخاطب دارد مصرف می‌کند. در این تاکتیک ها شما آن توییتی نیستید که مخاطب می‌خواهد بخواند، بلکه توییتی هستید که به هر دلیلی مخاطب در کنار سایر توییت‌ها در فید توییتر خود مشاهده می‌کند. در این تاکتیک ها، محتوای شما ویدیویی در آپارات نیست که مخاطب برای دیدنش آمده باشد، بلکه تبلیغی چندثانیه‌ای پیش از آغاز ویدیو است که او باید تماشا کند تا به محتوای ویدیویی مورد نظرش دست یابد.

داستان حسن کچل را به خاطر دارید؟ پسر تنبلی که از خانه بیرون نمی‌آمد و مادرش مجبور شد برای اینکه او را به بیرون از خانه جذب کند، با استفاده از سیب او را گول بزند؟ خب، آن سیب‌ها در واقع تاکتیکی کششی برای جذب حسن کچل به بیرون بودند. خب، داستان تاکتیک های فشاری کمی متفاوت است. داستان بزبز قندی را به یاد دارید؟ داستانی که گرگ هرطوری شده با هزار ترفند و کلک بالاخره وارد خانه‌ی بزها شده و شنگول و منگول و حبّه انگور را می‌خورد؟ خب، روش‌هایی که گرگ در این داستان استفاده می‌کند دقیقاً همان تاکتیک های فشاری هستند.

بله، تفاوت این دو تاکتیک در همین است. در تاکتیک های کششی مخاطب با اشتیاق و علاقه به دنبال شما می‌آید و به سمت آنچه برای ارائه دارید کشیده می‌شود، اما در تاکتیک های فشاری این شما هستید که به سراغ مخاطب می‌روید و او را به سمت کالا، خدمات یا محصول خود هُل می‌دهید.

 

آموزش جذب فشاری بازدید کننده

ارزش طول عمر مشتری (LVT) را بدانید

مفهوم ارزش طول عمر مشتری (LTV یا Lifetime Value Of a Customer)، در حقیقت میزان پولی است که قرار است در طول عمر یک مشتری (در طول مدت زمانیکه شخص مشتری شما خواهد بود) از او کسب کنید. برای مثال اگر یک اپلیکیشن فروشگاه آنلاین داشته باشید و به ازای هر مشتری در هر سال، به طور متوسط ۱۰۰ هزار تومان سود کنید و هر مشتری‌ای که جذب می‌کنید معمولاً ۵ سال پیاپی از شما خرید انجام دهد، ارزش طول عمر مشتری شما می‌شود ۵۰۰ هزار تومان.

مفهوم ارزش طول عمر مشتری از این نظر اهمیت دارد که یک تفاوت اساسی دیگر بین تاکتیک های فشاری و کششی این است که تاکتیک های فشاری، معمولاً مستلزم صرف پول و هزینه هستند. بیایید به مثالمان برگردیم. دیدیم که یک مشتری ۵۰۰ هزارتومان برای شما ارزش پولی دارد، بنابراین اگر ۵۰۱ هزار تومان برای جابجا کردن یک بازدیدکننده در طول قیف هک رشد و نهایتاً تبدیل او به مشتری هزینه کنید کار غیرعاقلانه‌ای انجام داده‌اید، چرا که دست آخر شما ۱۰۰۰ تومان برای حفظ هر مشتری ضرر کرده‌اید. همین مفهوم ساده را در ذهن داشته باشید و آن را برای اجرای هر یک از تاکتیک‌هایی که در این مقاله معرفی می‌کنیم مدنظر قرار دهید. به این ترتیب، صرفه‌ی اقتصادی اجرای آن تاکتیک برایتان مشخص خواهد شد.

در ادامه چند مورد اصلی از تاکتیک های فشاری را معرفی می‌کنیم.

۱. تبلیغات پولی

شاید در نگاه اول، خریدِ تبلیغات چندان شبیه به سایر فعالیت‌های هک رشد نباشد، اما تبلیغات یکی از محل‌هایی است که می‌توانید توزیع محصول خود را رشد بدهید. البته اگر بدون هیچ استراتژیِ مشخصی تبلیغات بخرید، بدون هیچ خلاقیتی تبلیغ کنید، هیچ تلاشی برای کسب مزیت نسبت به رقبا انجام ندهید یا فرایند آزمون‌گیری چندنسخه‌ای (Multivariate Testing) را اجرا نکنید، قطعاً فرقی با دیگران نخواهید داشت (و چنین تبلیغاتی نیز به هیچ عنوان در حوزه‌ی هک رشد، دسته‌بندی نخواهد شد). با این حال، کاری که ما می‌خواهیم انجام دهیم این نیست. در ادامه چند نکته را معرفی می‌کنیم که هنگام استفاده از تبلیغات باید مدنظر داشته باشید:

پلتفرم‌های تبلیغاتی مختلف را بشناسید

روش‌های متعددی برای انجام تبلیغات پولی وجود دارد. بیشتر افراد تصور می‌کنند که فقط فیسبوک، گوگل و توییتر برای تبلیغات وجود دارد، اما با کمی تحقیق متوجه خواهید شد گزینه‌های بسیار بیشتری در اختیار شما هستند. برای مثال می‌توان در لینکدین هم تبلیغات پولی خرید که اگر فروش به مشتریان سازمانی و کسب‌وکارها، زمینه فعالیت شما باشد، تبلیغ در لینکدین امری بسیار عاقلانه خواهد بود.

همچنین، شبکه‌های تبلیغاتی تخصصی برای حوزه‌های خاصی از بازار وجود دارند که می‌توانند شما را در هدف‌گیری مخاطبانی خاص‌تر کمک کنند. از نمونه‌های خارجی این شبکه‌های تبلیغاتی تخصصی می‌توان بهcarbonds.net اشاره کرد که شبکه‌ی اختصاصی تبلیغات برای برنامه‌نویسان و طراحان است.

 

در ایران هم اگر بخواهید به طور اختصاصی بر روی کاربران خاصی تمرکز کنید، چند گزینه در برابر خود خواهید یافت. برای مثال، اولین گزینه پلتفرم تبلیغات موبایلی عدد است که تبلیغات شما را در اپلیکیشن‌ها به کاربران نشان می‌دهد. همچنین، برخی دیگر از آژانس‌های تبلیغات دیجیتال نظیر ای‌نتورک، صباویژن و کلیک‌یاب نیز در بسته‌های تبلیغاتی خود این امکان را فراهم آورده‌اند که توسط آن‌ها، تبلیغات شما فقط به کاربرانی نمایش داده شود که از موبایل استفاده می‌کنند.

 

در سال‌های اخیر، با انفجاری در عرصه تبلیغات آنلاین و ظهور شرکت‌های تبلیغات دیجیتال مواجه بوده‌ایم و این موج اخیراً به ایران هم سرایت کرده است. به نحوی که تا 5 سال قبل شاید اسم هیچ‌یک از شرکت‌هایی که در بالا گفتیم را نشنیده بودید، اما این روز‌ها مدام آگهی‌هایی را می‌بینیم که گوشه‌ی هر کدام اسم یک شرکت جدیدِ نمایش‌دهنده‌ی تبلیغات قابل رویت است. اینکه حالا گزینه‌های خرید تبلیغات پولی برای شما تا این حد متنوع شده است یک مزیت و نقطه قوت محسوب می‌شود، اما به شرطی که هنگام بررسی این پلتفرم‌ها چند نکته‌ی بسیار مهم را مدنظر داشته باشید:

جزئیات فنی پلتفرم انتخابی خود را بشناسید

وقتی که پلتفرم تبلیغاتی مورد نظر خود را پیدا کردید، ضروری است که بدانید نحوه‌ی کار و بسته‌های پیشنهادی آنها چگونه است و از نظر فنی چطور کار می‌کند. دانستن یا ندانستن نکات فنی پلتفرم تبلیغاتی‌تان می‌تواند دقیقاً همان چیزی باشد که موجب کسب درآمد شما یا از دست دادن سرمایه‌تان می‌شود.

در این میان، احتمالاً پیچیده‌ترین پلتفرم تبلیغاتی آنلاین، پلتفرم گوگل موسوم به گوگل‌ادوردز است. شاید ماه‌ها زمان لازم باشد تا شخصی بتواند کاملاً بر گوگل‌ادوردز مسلط شود، اما بیشتر پلتفرم‌های تبلیغاتی دیگر را می‌توان ظرف یک هفته تا حد بسیار خوبی شناخت و از جزئیات نحوه‌ی عملکردشان مطلع شد.

 

خرید تبلیغات پولی، رقابتی بر اساس مدل کسب‌و‌کار

دانستن اینکه برای به دست آوردن یک کلیک بر روی تبلیغ‌تان چقدر باید بپردازید، اصلاً کار آسانی نیست. با این حال، پاسخ این سوال تابعی از مدل کسب‌و‌کار شما خواهد بود. اگر دارید همان مخاطبانی را هدف می‌گیرید که شرکتی دیگر هدف گرفته است، اما مدل کسب‌و‌کار شما کارآمدتر و ارزش طول عمر مشتری شما ‌(LTV) نیز بیشتر است، پس می‌توانید نسبت به آن شرکت پول بیشتری برای دریافت هر کلیک هزینه و تبلیغات پولی را از آن خود کنید.

بهترین کاری که می‌توانید برای کسب مشتری از طریق تبلیغات پولی انجام دهید این است که یک مدل کسب‌و‌کار عالی داشته باشید. مدل کسب‌و‌کار شما، اگر از شرکت‌های رقیب برتر باشد به شما مزیتی بسیار قدرتمند می‌دهد زیرا هرقدر هم مبلغ پیشنهادی آن شرکت‌ها به ازای هر کلیک روی تبلیغات گزاف باشد، باز هم نمی‌تواند بر این نقطه قوت شما غلبه کند.

همچنین، اگر بتوانید برای کسب یک مشتری قیمتی دو برابری بپردازید (که چنین توانی ناشی از مدل بهینه‌ی کسب‌وکار شما و ارزش بالای طول عمر مشتری‌تان خواهد بود)، آنگاه استراتژی تبلیغاتی‌تان موفق و قابل دفاع خواهد بود.

شخصیت مشتریان خود را مد نظر داشته باشید

احتمالا می‌توانید از طریق چندین پلتفرم به مشتریان‌تان دسترسی پیدا کنید. برای مثال به احتمال زیاد مشتریان شما در فیسبوک و همچنین، در لینکدین حضور دارند. بنابراین باید تصمیم بگیرید که وقتی این مشتریان محصولی مانند محصول شما را نیاز داشته باشند، بهتر است کدام جنبه از شخصیت این مشتریان را هدف تبلیغات خود قرار دهید.

وقتی شخصی در فیسبوک است، بیشتر به دوستان و خانواده فکر می‌کند و به دنبال تصاویری است که دیگران در فید اصلی فیسبوک از تجربیات روزمره‌ی خود می‌گذارند. اما وقتی همین فرد به لینکدین می‌رود، بیشتر به ارتقای شغلی و شبکه‌سازی با دیگران فکر می‌کند که می‌تواند به او در تحقق اهداف حرفه‌ای‌اش کمک کند. اگر محصول شما، محصولی برای مدیریت پروژه‌های کاری است پس بین فیسبوک و لینکدین، قطعاً لینکدین پلتفرم تبلیغاتی برنده خواهد بود، حتی اگر از نظر تئوری، بتوانید همان جمعیت هدف را در فیسبوک نیز پیدا کنید.

بله. آنها تبلیغ شما را در فیسبوک خواهند دید، اما طرز فکر و نیازهای ذهنی آنها در فیسبوک با تبلیغ شما چندان همخوانی ندارد زیرا در محلی اشتباه، خود و محصولتان را به آنها معرفی می‌کنید. همیشه به جنبه‌های مختلف شخصیت مشتری که متناسب با محصول شماست، فکر کنید و پلتفرم تبلیغاتی خود را بر این اساس انتخاب کنید.

حذف پلتفرم‌های تبلیغاتی، هرجا که ممکن است

این تاکتیک شاید به راحتی قابل اجرا یا مقیاس‌پذیر نباشد، اما هنوز هم آنقدر ارزش دارد که در این مقاله معرفی شود. اگر بتوانید دست پلتفرم‌های تبلیغاتی را که به نوعی واسطه‌ای بین شما و نمایش‌دهندگان تبلیغات‌تان (وبلاگ‌ها، وب‌سایت‌ها، اپلیکیشن‌ها و غیره) محسوب می‌شوند از این فرایند کوتاه کنید و مستقیماً به سراغ نمایش‌دهندگان تبلیغ بروید، به دو دلیل پول کمتری برای تبلیغات خواهید پرداخت:

اول اینکه این پلتفرم‌ها درصدی از تراکنش مالی را برای خود در نظر می‌گیرند و اگر شما مستقیماً با نمایش‌دهندگان تبلیغ ارتباط برقرار کنید می‌توانید مبلغ پرداختی خود را درصدی کاهش دهید، بدون اینکه صاحب وبلاگ یا وبسایتی که قرار است تبلیغ شما را نمایش دهد، از نظر مالی سود کمتری نسبت به قبل کسب کند. دلیل دوم هم این است که در این روش قادر به مذاکره هستید. بسیار نادر است که کمترین قیمت تبلیغ همان قیمتی باشد که یک پلتفرم تبلیغاتی به شما اعلام می‌کند. بنابراین می‌توانید از نمایش‌دهنده‌ی تبلیغات بخواهید به شما تخفیف بدهد و تبلیغتان را با هزینه کمتری در وبلاگ، وب‌سایت یا اپلیکیشن خود قرار دهد.

اگر به ازای کلیک، پول پرداخت می‌کنید حتماً هر کلیک را هدفمند کنید

دو روش برای خرید تبلیغات پولی وجود دارد. در روش اول می‌توانید آنها را به صورت CPM یا پرداخت به ازای هزار بار نمایش (Cost Per Mille) بخرید. Mile معادل عدد ۱۰۰۰ در زبان یونانی است و این روش CPI (Cost Per Impression) نیز نامیده می‌شود. در این روش شما به ازای تعداد مشخصی از نمایش تبلیغتان (مثلاً ۱۰۰۰ بار نمایش) مبلغی را به نمایش‌دهنده می‌پردازید. در این روش، دیگر مهم نیست که چند بار بر روی تبلیغ کلیک شده است.

در روش دوم، پولی که می‌پردازید به دفعات نمایش تبلیغ بستگی ندارد بلکه به دفعاتی که کاربران روی تبلیغ شما کلیک کرده‌اند بستگی دارد. این روش CPC (Cost Per Click) ‌یا پرداخت به ازای کلیک نام دارد. اگر از روش پرداخت به ازای کلیک استفاده می‌کنید به این معنی است که نمی‌خواهید مردم روی تبلیغ شما کلیک کنند، مگر زمانی که واقعاً به موضوع تبلیغ شما علاقه و نیاز داشته باشند زیرا هر کلیک برای شما هزینه دارد و اگر آن کلیک به نتیجه منجر نشود، یعنی پولتان به هدر رفته است.

خوشبختانه روش‌هایی هست که می‌توانید کلیک‌های انجام شده بر روی تبلیغ خود را هدف‌مند یا اعتبارسنجی کنید، یعنی از کلیک‌های جعلی یا از کلیک‌های بی‌هدف جلوگیری کنید. مثلاً قیمت محصول خود را در تبلیغ ذکر کنید تا فقط کسانی کلیک کنند که واقعاً بخواهند آن مقدار پول را برای محصول شما بپردازند. همچنین، از محرک‌های عاطفی برای ترغیب مخاطبان به کلیک کردن استفاده نکنید، مگر در حالتی که همان محرک عاطفی بتواند آنها را به پرداخت پول برای محصولتان نیز ترغیب کند. برای مثال، اگر محصول شما ارتباطی به گربه‌ها ندارد، برای ترغیب افرادی که عاشق گربه‌ها هستند نباید از تصویر یک گربه‌ی بانمک به عنوان محرک عاطفی استفاده کنید زیرا این محرک فقط می‌تواند آنها را به کلیک کردن روی تبلیغتان ترغیب کند و در خرید محصول شما تاثیری ندارد.

نسخه‌های مختلفی از تبلیغ خود را امتحان کنید

یکی از اساسی‌ترین درس‌های تبلیغات اینترنتی این است که اصلاً نمی‌دانید مخاطب‌تان به چه چیزی پاسخ مثبت می‌دهد و چه چیزی را نادیده می‌گیرد. بنابراین، باید چند نسخه‌ی مختلف از یک متن، از یک ایده‌ی تصویری و چند ترکیب مختلف از این دو را امتحان کنید تا ببینید کدام‌یک واکنش مثبت و نتیجه‌ی بهتری به بار می‌آورند. اعداد و ارقامی که به دست می‌آید حقیقت را درباره‌ی اینکه تبلیغ نهایی شما کدام نسخه باید باشد نشان خواهد داد. در چنین مواردی معمولا نباید به شمّ و حس ششم خود اعتماد کنید.

۲. تبادل تبلیغات

یکی از آسان‌ترین و رایگان‌ترین روش‌های جذب ترافیک به وب‌سایت این است که با شرکت‌های دیگر کمپین‌های ترویجی و تبلیغی دوجانبه یا چندجانبه برگزار کنید. مثلاً اگر شرکتی را پیدا کردید که او هم دارد به مشتریان یا جمعیت هدف شما خدمات می‌دهد و شما تهدیدی برای زمینه کاری آن محسوب نمی‌شوید، فرصت‌های زیادی برای همکاری بین شما و آنها وجود خواهد داشت. هر یک از شما می‌توانید شرکت دیگر را نزد مشتریان خود ترویج و تبلیغ کنید. در ادامه چند ایده برای ترویج و تبلیغ متقابل به شما معرفی می‌کنیم:

  • تبادل توییت: هر یک از شرکت‌ها می‌تواند برای فالوئرهای خود توییتی درباره شرکت دیگر منتشر کند.
  • تبادل پست‌های فیسبوک: هر یک از شرکت‌ها می‌تواند در صفحه فیسبوک خود پستی درباره شرکت دیگر بنویسد.
  • تبادل پست در اینستاگرام و تلگرام: هر یک از شرکت‌ها می‌تواند در صفحه اینستاگرام یا کانال تلگرام خود، پستی درباره خدمات شرکت دیگر قرار دهد و آن‌ها را معرفی کند.
  • ارسال ایمیل با موضع شرکت همکار: هر یک از شرکت‌ها می‌تواند ایمیلی برای مشتریانش بفرستد و شرکت دیگر را معرفی یا تبلیغ کند.
  • لینک‌های حمایت‌شده: هر یک از شرکت‌ها می‌تواند یک لینک با عنوان حمایت‌شده توسط(Sponsored by) در خبرنامه‌ی خود یا وبلاگ خود بگذارد و آن را به وب‌سایت یا صفحه‌ای از شرکت دیگر لینک کند.
  • تبادل فضای تبلیغاتی: هر یک از شرکت‌ها می‌تواند یک فضا در وب‌سایت یا وبلاگ خود برای تبلیغ شرکت دیگر اختصاص دهد.
  • تبادل تبلیغ ویدیویی: هر یک از شرکت‌ها می‌تواند ابتدای ویدیوی خود یک ویدیوی چندثانیه‌ای تبلیغاتی از شرکت دیگر را پخش کند.
  • تبادل جوایز: هر یک از شرکت‌ها می‌تواند در وبلاگ خود جایزه‌ای از سوی شرکت دیگر به مخاطبانش هدیه دهد.

 

۳. همکاری در فروش یا Affiliate Marketing

یکی دیگر از روش‌های هُل دادن افراد به سمت وب‌سایت‌تان این است که افراد یا مجموعه‌هایی را به عنوان همکار فروش در نظر بگیرید. همکاری برای فروش به این صورت است که هر بار که شخصی یا مجموعه‌ای هدف یا کار خاصی را برای شما به انجام برساند (نظیر جذب یک بازدیدکننده به وب‌سایت‌تان یا فعال‌سازی اعضای وب‌سایت‌تان)، شما در مقابل به آن شخص یا مجموعه هزینه‌ای می‌پردازید.

همکار فروش ممکن است از بسیاری از تاکتیک‌های معرفی شده در این مقالات استفاده کند، اما شما به جای اینکه نگران جذب بازدیدکننده یا فعال‌سازی اعضا باشید، فقط پول آن را می‌پردازید و همکار فروش تمام کارها را برای شما انجام می‌دهد. اگر می‌خواهید از همکاری در فروش به عنوان یک تاکتیک فشاری استفاده کنید باید نکات زیر را مد نظر قرار دهید:

میزان و نحوه‌ی پرداخت را به دقت انتخاب کنید

اگر برای هر ثبت‌نام به یک همکار فروش ۱۰۰ هزار تومن بدهید، اما هیچ توافق و قراردادی بین شما نباشد که تصریح کند هر ثبت‌نام جدید باید حداقل چند ماه برقرار بماند و کاربر فعال باشد، آنگاه ممکن است خود را در موقعیتی بیابید که هزینه‌ی زیادی به همکار فروش می‌دهید اما بازده خاصی دریافت نمی‌کنید.

 

در این حالت، در واقع همکار فروش شما به خاطر جذب مشتریان کم‌کیفیت و ناپایدار، پول یا مشوق دریافت می‌کند. باید سازوکاری تدارک ببینید که همکار فروش، تنها در صورتی سود کند که به شما هم واقعاً سود برساند.

برای خودتان یک نرم‌افزار یا راهکار همکاری فروش تهیه نکنید

چندین راهکار همکاری فروش وجود دارد که به شما امکان می‌دهند به راحتی جنبه‌ی فنی ایجاد یک سیستم همکاری در فروش را اجرا کنید و از نظر پیدا کردن همکاران فروش نیز زحمت شما را کم می‌کنند. برای مثال می‌توان از سرویس Commission Junction نام برد که شما را به همکاران فروش متصل می‌کند. همچنین سرویس‌های دیگری مثل DirectTrack و Omnistar نیز پرداخت‌ها و فعالیت همکاران فروش شما را پایش و گزارش می‌کنند.

سابقه همکاران فروش را همان ابتدا بررسی کنید

وقتی شخصی همکار فروش شما می‌شود، در واقع تا حدی نماینده کسب‌و‌کار شما محسوب خواهد شد. تاکتیک‌هایی که استفاده می‌کند، زبان و ادبیاتی که به خدمت می‌گیرد و سبک و مدل رفتاری او همه نشان‌دهنده و انعکاسی از کسب‌وکار شما خواهند بود. همکار فروش نباید در برابر افرادی که می‌خواهد محصول شما را به آنها بفروشد، کارمند شما به نظر برسد او باید خط مقدم و پیشقراول برند شما باشد. بنابراین، همکاران فروش خود را با دقت بسیار بالا انتخاب کنید.

۴. فروش مستقیم

اگر بخواهم صادق باشم باید بگویم دسته‌بندی این مورد ذیل تاکتیک‌های هک رشد اصلاً ساده نیست، اما به هر حال فروش مستقیم نیز یکی از راه‌های جذب ترافیک در دهانه‌ی قیف رشد محسوب می‌شود؛ بنابراین من نمی‌خواهم به کلی از آن غافل شویم.

فعالیت تیم‌هایِ فروشِ مستقیم برای همه محصولات جواب نمی‌دهد، اما بعضی از موارد هست که استفاده از تیم‌های فروش مستقیم تاکتیکی قابل امتحان خواهد بود. استارتاپ Appstack که وبسایت‌های نسخه موبایل و تبلیغات موبایل را برای تجارت‌های محلی تولید می‌کند، یکی از استارتاپ‌هایی بود که توانست طی یک ماه با استفاده از تاکتیک فروش مستقیم بیش از ۵۰ هزار دلار درآمد کسب کند. آنها مستقیما به مخاطبان و مشتریان احتمالی خود تلفن می‌زدند و سعی می‌کردند محصول خود را بفروشند. به این دلیل یک استارتاپ را مثال زدم که معمولاً تصور اینکه استارتاپ‌ها از این روش استفاده کنند بسیار دشوار است، اما می‌بینیم که بعضی‌ها استفاده کرده‌اند و جواب هم گرفته‌اند.

 

خلاصه

  • تاکتیک های فشاری معمولاً موجب ایجاد وقفه در محتوایی می‌شوند که کاربر مصرف می‌کند.
  • تاکتیک های فشاری معمولا هزینه‌بر هستند.
  • از آنجا که تاکتیک های فشاری مستلزم صرف هزینه و پول هستند، باید ارزش طول عمر مشتریان (LVT) را به دست بیاورید تا بیش از پولی که یک مشتری در نهایت به شما خواهد پرداخت، هزینه صرف به دست آوردن آن مشتری نکنید.

در این مقاله چهار تاکتیک فشاری را معرفی کردیم:

  1. تبلیغات پولی
  2. تبادل‌ تبلیغات
  3. همکاری در فروش
  4. فروش مستقیم

ابر تگ‌ها: آموزش هک, آموزش کسب درآمد

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 227
  • نويسنده: Elmina
  • تاريخ: 9-12-1396, 08:46
9-12-1396, 08:46

رازهای پنهان مزایای کسب درآمد از اینترنت

دسته بندی: مقالات

درآمدباران : چه عواملی میتواند در فرد ایجاد انگیزه نماید تا همزمان با کاری که در اداره ، شرکت ، فروشگاه و ... انجام میدهد ، اقدام به کسب درامد از اینترنت نماید؟ به هر صورت ، هر کدام ازاین افراد دلایل خودشان را دارند ولی شاید از مزایای پنهان این روش درآمدی ، اطلاع نداشته باشند و یا تا بحال به آن توجه نکرده باشند. در ادامه با رازهای پنهان و مزایای کسب درآمد اینترنتی بیشتر آشنا شوید. 

راز کسب درآمد اینترنتی

درآمد در منزل

اینترنت فضایی رو فراهم میکند که هرکسی بتواند از آن درآمدی حاصل کند و در آن فعالیت کند، برای خود یک پروفایل شخصی بسازد که به وسیله ی آن شناخته شود و تمامی این کارها میتوانند در محیط منزل انجام شوند.

 افزایش مهارت در زبان انگلیسی

افرادی که برای مدتی در فضای اینترنت فعالیت کردند مهارت آن ها در زبان انگلیسی افزایش پیدا کرد. پس از مدتی از فعالیت در سایت های اینترنتی خواهید دید که دایره لغات شما گسترش پیدا کرده و حتی از نظر قواعد دستوری هم پیشرفت کرده اید.

یادگیری هم زمان با کار کردن.

هر چقدر که از مدت زمان فعالیت شما در فضای کسب درآمد اینترنتی بیشتر بگذرد چیز های بیشتری در رابطه با درآمد از طریق اینترنت یاد میگیرید که باعث میشود درآمد شما بیش تر شود و چیز های جدید تری برای یاد گرفتن پیدا میکنید.

 استفاده ی مفید از زمان 

نکته ی مثبتی که خیلی از افراد با آن موافق اند این است که شما میتوانید این کار را در هر زمانی انجام دهید و برای انجام این کار از اوقات فراغت خود استفاده کنید. برای داشتن یک درآمد اینترنتی شما مجبور نیستید که به صورت فول تایم کار کنید و حتی اگر در روز دو تا چهار ساعت کار کنید درآمد خوبی را به دست خواهید آورد.

راحتی به اجرا گذاشتن ایده ها

اینترنت این فضا را برای شما ایجاد میکند که ایده های خود را با هزینه های کمی به اجرا بگذارید و در صورت جالب بودن آن ها درآمد قابل توجهی را از آن ها به دست آورید.

اگر میخواهید از زمان فراغت خود استفاده ی مفیدی داشته باشد، سطح زبان انگلیسی خود را ارتقاء دهید، ایده هایتان را اجرا کنید و مهم تر از هر چیز دیگری درآمد قابل توجهی داشته باشید فعالیت در شغل های اینترنتی یک پیشنهاد مناسب است.

 

ابر تگ‌ها: آموزش کسب درآمد, آموزش مزایای کسب درآمد, آموزش رازهای کسب درآمد, آموزش کسب درآمد اینترنتی

اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 282
  • نويسنده: Elmina
  • تاريخ: 8-12-1396, 08:20
8-12-1396, 08:20

آموزش کسب درآمد از برند کردن محصولات در اینترنت

دسته بندی: مقالات

درآمد باران : برندهای معتبر و معروف ، روز به روز درآمدشان افزایش پیدا میکند و این مساله در دنیای اینترنت نیز قابل مشاهده است . ولی چگونه یک محصول  می تواند برند شود و روزانه به تعداد مشتریان خود بیفزاید؟ این مساله چگونه می تواند در اینترنت گسترش پیدا کنند و به طور کلی ، چه عواملی موجب بروز این پدیده می شود؟

پاسخ تمام این سوالات را میتوانید در این سه نکته کلیدی بیابید.

 

آموزش درآمدزایی از برند

 

بررسی آنچه خریداران میخواهند

فروش ما بستگی به نیاز کاربران دارد یعنی اگر کاربری نیازی به چیزی مشابه آنچه ارائه میدهید دارد و شانس فروش آن محصول به آن کاربر وجود دارد  پس بهتر است که محصولات ارائه شده ی خود را مطابق با نیاز بازار تنظیم کنند. گرچه گاهی بعضی از افراد موفق دست به ریسک در ساخت و ارائه اشیایی میپردازند که مردم حتی نمیدانند چیست.استفاده از نظر سنجی های آنلاین یک روش مناسب است.

شبکه های اجتماعی

شبکه های اجتماعی امروزه (به جز تبلیغاتی ) رایگان شده  و به اجباری برای کاربران تبدیل شده که منبع مناسبی برای توسعه کسب و کار میباشد. انتخاب یک شبکه ی اجتماعی مناسب برای تبلیغ نکته ای اساسیست برای مثال تویتر ابزار مناسب برای پشتیبانی و اسنیتاگرام در نمایش محصولات کاربرد دارد.

تبلیغات هوشمند

سالانه بسیاری از شرکت  های بزرگ برای محصولات جدید خود گاهی بیش از سود اولیه خرج میکنند تا بتوانند در معرفی حداکثر کاربران ممکن اثر بگذارند. شغل شما زیر مجموعه ی حرفه ای خاصی است و خریداران شما نیز نیازمندان خاصی میباشند.

پس بهتر است به جای هزینه در اقسام سایت ها و بازار های تبلیغاتی بدنبال سرویسی باشید که محصولات شما رابه کاربران  حاضر در عرصه ی حرفه ی خود نمایش دهند.

ابر تگ‌ها: آموزش کسب درآمد جدید از اینترنت, آموزش کسب درآمد, آموزش